کاربرد آلوئه در دندانپزشکی

Source: http://www.agd.org

Aloe Vera in Dentistry

Aloe vera: Natural, home remedy treats canker and cold sores
The Academy of General Dentistry,  22 Mar 2005   

New reports prove that the aloe vera plant, which has been used to heal skin for more than 2,000 years, can also treat many oral health problems including canker sores, cold sores, herpes simplex viruses, lichen planus and gingivitis according to the January/February issue of General Dentistry, (“Aloe vera gel: Update for dentistry”) the Academy of General Dentistry's (AGD) clinical, peer-reviewed journal.

"There is good evidence to support using aloe vera for oral health problems," says AGD spokesperson Kenton A. Ross, DMD, FAGD. "I believe a number of patients will be interested in this inexpensive alternative."

Aloe vera accelerates healing and reduces pain associated with canker sores, which are blisters on the lips or mouth. Aloe vera does not have a bad taste or sting when applied.

The journal article, written by Richard L. Wynn, PhD, mentions a study done on a patient with lichen planus, a disease affecting the skin and oral mucus membranes. The patient drank 2.0 ounces of aloe vera juice daily and topical applied aloe vera lip balm. The oral lesions cleared up in four weeks and complete success was achieved.

Dr. Wynn cited the study as showing that oral health problems can be treated with aloe vera. "Aloe vera can be taken both as the aloe vera juice and aloe vera gel. These are the two modes of delivery recognized by the FDA," says Dr. Wynn. 
     

before....

dentb4

after....

dent after

(from Richard Sudworth: The use of Aloe Vera in dentistry )

Academy of General Dentistry
http://www.agd.org
 
This page contains the following additional articles/journal extracts:
Aloe  Vera: Update for Dentistry (canker sores, cold sores, herpes simplex viruses, lichen planus and gingivitis) General Dentistry/Academy of General Dentistry
 
Letters in BDJ (stabilised aloe vera gel in dental irrigation) British Dental Journal
   
Lichen planus: report of successful treatment with aloe vera  General Dentistry/Academy of General Dentistry  

Changes in root sensitivity with toothpastes containing Aloe Vera and allantoin   Archives of Oral Biology.

Those interested in using aloe vera for oral health problems are encouraged to speak with a dentist for proper treatment techniques.

معرفی درخت چيكو

گياهشناسي

    چيكو با نام علمي Manilkara zapota L گياهي است از خانواده Sapotaceae اين خانواده داراي جنسهاي مختلفي است كه تعداد زيادي گونه با ميوه خوراكي در آنها وجود دارد. علاوه بر چيكو، گونه‏هاي زير از مهمترين گونه‏هاي اين خانواده هستند.

-         Chrysophyllum cainito L (Star apple)

-         Pouteria sapota (Mammey sapote)

-         P.campechiana (Canist)

-         P.obovata (Luemo)

-         P.caimito (abio)

-         Calocarpum viride (green sapote)

 

    Manilkara zapota L (نام مترداف: M.achras , P.mammosa , achras zapotaL) با نامهاي چيكو (فيليپس)، ساپوديلا(انگليس)، سان مانيلا(اندونزي) لاموت (تايلند) چيكلي (مكزيك)، چيكو زاپوته (گواتمالا، مكزيك، ونزوئلا) و نازي بري (جامائيكا) شناخته ميشود.

    اين درخت بومي جنوب مكزيك و كشورهاي آمريكاي مركزي است. اين گياه از زمانهاي خيلي دور در جزائر كارائيب، جنوب آمريكا و فلوريدا به منظور استخراج صمغ در تهيه خميردندان و همچنين توليد ميوه کشت می ‏شده است و  به وسيله اسپانيائي‏ها به فيليپين برده شده و نهايتاً به تمام نقاط گرمسيري دنيا انتشار يافته است. اين درخت هم اكنون در سطح وسيع در نوار ساحلي هندوستان و سريلانكا كشت شده است.

اكولوژي

خاك

    خاكهاي كاملاً زهكش‏دار شني تا رسي با pH اسيدي تا خنثي (Campbell et al 1967) یا خاكهاي آهك دار با pH بين 6-8 براي كشت چيكو  مناسب هستند.

آب و هوا

  چيكو نسبت به خشكي مقاوم است. چيكو مي‏تواند شوري را تحمل كند اما نسبت به قليائيت خاك حساس است (patial & patil 1983) چيكو در مناطق خشك با 100 سانتي‏متر بارندگي و در نواحي مرطوب با 300 سانتيمتر بارندگي به خوبي رشد مي‏كند . درخت چيكو جهت گلدهي به يك دوره خشكي نياز دارد. آبياري كافي و مناسب به منظور توليد محصول خوب و ميوه درشت در مناطق خشك ضروري است بر خلاف بيشتر نباتات گرمسيري اين گونه ميتواند درجه حرارت 2- درجه سانتي‏گراد را تحمل كنند. بهترين رشد اين گياه در عرضهاي جغرافيايي 12 تا 25 درجه از خط استوا و تا 1000 متر از سطح دريا است و در مناطق مرطوب بهترين رشد آن در عرضهاي جغرافيايي بالاتر از 25 درجه است.

ويژگيهاي عمومي

    چيكو درختي است هميشه سبز با قامتي برافراشته و پهن و انشعابات كم كه ارتفاع آن بين 5-20 متر است، البته درختان چيكو پيوندي كوتاهتر (15-5 متر) هستند. گلهاي چيكو از نوع دو جنسي زنگوله مانند كوچك (12-8 ميلي متر). داراي 6 كاسبرگ (سه كاسبرگ در خارج و 3 كاسبرگ در داخل) گلبرگها به رنگ سبز كمرنگ متمايل به سفيد و پرچم برجسته به تعداد 6 عدد مي‏باشد.

    گلهاي چيكو بر روي ساقه كوچك و در قاعده برگهاي مجتمع كه در انتهاي شاخه‏هاي كوچك تشكيل مي‏شوند به وجود مي‏آيند. اوج گلدهي درختان چيكو در كشور استراليا در تابستان اتفاق مي‏افتد. در كشور فيليپين گلدهي در ابتداي فصل بارندگي و در ماههاي آوريل تا ژوئن صورت مي‏گيرد و ماههاي گلدهي در مكزيك فوريه تا مارس مي‏باشد. (در ايران زمان گلدهي چيكو از اواخر اسفند شروع مي‏شود كه در اين زمان ميزان بارندگي بسيار كم است، از اين نظر چيكو مزيت نسبي در مقابل انبه دارد چرا كه زمان گلدهي درختان انبه مصادف با اوج ريزش نزولات آسماني (15 ديماه تا اوايل فروردين ماه) است و ثانياً هواي باراني و ابري بر روي گل دهي و تلقيح گلهاي چيكو تاثیري ندارد. گلدهي چيكو در استان هرمزگان تدريجي است (اسفند تا اواخر خردادماه) بنابر اين ميوه‏هاي به اندازه‏هاي مختلف روي درختان ديده مي‏شود. زمان رسيدن اولين ميوه‏ها تيرماه مي‏باشد و تا شهريور ماه روي درختان چيكو، ميوه ديده مي‏شود.

 گرده‏افشاني و تشكيل ميوه

    45-60 روز بعد از گل انگيزي در درخت چيكو گلها شروع به باز شدن مي‏نمايند. عمل تلقيح گلها در شب انجام مي‏شود. از يك روز قبل از باز شدن گل تا 3 روز بعد از باز شدن گل كلاله آماده پذيرش دانه گرده و تلقيح شدن است. در زمان گلدهي درختان چيكو يك بو و رايحه قوي توليد مي‏شود و در اين زمان سطح كلاله به وسيله يك مايع چسبنده پوشيده مي‏شود.

    در ارقامي از چيكو به دلايل توليد گرده كم، ميوه كم توليد مي‏كنند از اين رو اين ارقام به منظور توليد ميوه كافي نياز به استفاده از حشرات گرده‏افشان دارند. بيشتر ارقام چيكو خودگشن هستند.

ميوه

    ميوه به شكل گرد و كروي تا بيضي به قطر 10-15 سانتي متر و طول 12 سانتي متر وزن نرمال ميوه‏ها 100-400 گرم (بعضي از ارقام به يك كيلوگرم نيز مي‏رسد) ميوه داراي پوست نازك و صاف با پوستك قهوه‏اي روشن. گوشت ميوه نارس برنگ زرد تا قهوه‏اي روشن و سفت با شیرابه فراوان ولی ميوه رسيده فاقد لاتكس است و گوشت ميوه به رنگ قرمز و مزه آن خيلي شيرين و آبدار و طعم اسيدي بسيار كمي دارد. بذر به رنگ سياه براق، دوكي شكل و حدود 2 سانتي متر طول دارد.

    طول دوره تشكيل تا رسيدن ميوه چيكو حدود 168-240 روز است، در كشور هندوستان اين زمان شامل 3 مرحله است. مرحله اول 112 روز است كه قطر ميوه افزايش مي‏يابد. 28 روز بعدي را دوره انتقال مي‏گويند و 63 روز آخر طول ميوه افزايش مي‏يابد و ميوه شكل اصلي خود را پيدا مي‏كند.

    در كشور هندوستان واريته‏هاي زيادي ديده مي‏شود كه عبارتند از واريته kali patti با ميوه كوچك، cricketball با ميوه خيلي درشت و واريته Dwara pudi با ميوه درشت و شيرين (Morton 1987). مهمترين رقم پر محصول و زودرس در فلوريدا، واريته prolific است و واريته‏هاي پر محصول ديگر شامل Brown sugar و Russel هستند.

تكثير چيكو و مديريت نهالستان

    بذرهاي چيكو پس از چند سال انبار شدن قادرند طي 2-4 هفته بعد از كاشت جوانه بزنند و درختان حاصله 6-10 سال بعد ميوه توليدكنند.

    به منظور توليد درختان يكنواخت و يك شكل از روش تكثير غيرجنسي استفاده مي‏كنند و در مناطق مرطوب از روش پيوند شكافي يا پيوند اسكنه‏اي يا Marcotting بر روي نهالهاي حاصل از چيكو بذري يا گونه‏هاي بسيار نزديك مانند Manilkara kauli استفاده مي‏شود.

    در هواي خشك و سرد درصد موفقيت عمليات پيوند زني و گرفتن پيوندكها بيشتر است. تكثير در شرايط ميست (mist) به وسيله ساقه‏هاي بريده شده و برگدار چيكو كه با پودرهاي ريشه‏زا تيمار شده باشند نيز موفقيت‏آميز بوده است (Rowe - pulleon 1976). درختان چيكو حاصل از پيوند بايد طي مدت 2-3 سال به ميوه بنشينند.

چگونگي تهيه بستر كاشت و فواصل كاشت

    اين گياهان به عمليات تهيه بستر ويژه‏اي نياز ندارند. نهالهاي چيكو در صورتي كه در هواي آزاد كشت شوند بايد در يك سال اول در سايه نگهداري شوند. فواصل كاشت 6-14 متر براي هر دو گونه پيشنهاد شده است و درختان بالغ ممكن است به هرس نياز داشته باشند.

آبياري

    نهالهاي جوان چيكو جهت استقرار نياز به آب دارند، آبياري كافي به منظور توليد ميوه كافي و درشت چيكو بايد در فصول خشك سال انجام شود. در استرسهاي رطوبتي ريزش گل و ميوه ديده مي‏شود.

    درختان چيكو به دليل وجود يك شاخه مركزي با انشعابات حلقه‏اي منظم اطراف آن، نياز كمي به هرس دارد. درختان پيوندي ممكن است در مراحل اوليه مقداري هرس شوند تا عمل توليد شاخه‏هاي جانبي تحريك شود. هرس درختان بالغ بايد به هرس شاخه‏هاي خشك، لاغر و شاخه‏هاي پائين تنه كه با خاك تماس پيدا كرده‏اند محدود شود.

 تغذيه

    درختان بالغ چيكو هر ساله به 5/1 كيلوگرم ازت و 5 كيلوگرم فسفر و 5/0 كيلوگرم پتاس نياز دارند. اين ميزان كود بايد طي دو يا سه مرحله در سال به درخت داده شود و زمان مصرف يك مرحله قبل از فصل بارندگي و يك مرحله قبل از برداشت و يا بلافاصله پس از برداشت محصول است (Marshall 1991). درختان چيكو به كود حيواني نيز نيازمند هستند. استفاده از آهك و ساير مواد غذايي نيز ممكن است ضرورت داشته باشد.

حفاظت باغ

    گرچه درخت چيكو بادهاي قوي را تحمل مي‏كند اما به منظور توليد محصول خوب و سالم استفاده از بادشكن در مناطقي كه بادهاي شديد مي‏وزد توصيه مي‏شود.

 برداشت و كنترل ميوه پس از برداشت

    رسيدن ميوه چيكو در ارقام خاصي از آن بر اساس شكل ظاهري و اندازه ميوه مشخص مي‏گردد. مالش پوستك سطح خارجي ميوه به منظور تعيين رسيدن يا نارس بودن ميوه هميشه معيار خوبي نيست اما ريزش اولين ميوه‏ها به روي زمين و سپس برداشت ميوه‏هاي درشت و بزرگ روش مطمئني به شمار مي‏رود. عدم وجود لاتكس يا مقادير كم آن در هنگام خراشيدن سطح ميوه نيز معيار خوبي است. در بعضي از ارقام، ميوه‏هاي رسيده پوستك خارجي خود را از دست مي‏دهند.

    ميوه چيكو را بايد با دقت زياد برداشت نمود چرا كه به راحتي در اثر فشار، ضربه و خراشيدن، آسيب مي‏بيند. بعد از برداشت ميوه، دم آن بايد كنده شود و اجازه داده شود كه لاتكس آن خارج و سپس شسته شود. ميوه‏هاي بالغ چيكو در حرارت 25 درجه سانتي‏گراد در مدت 3-7 روز مي‏رسند. اين گونه ميوه‏ها در حرارت 15 درجه سانتي‏گراد و به مدت 14 روز قابل انبارداري هستند (Broughton & wong 1979). انبار كردن ميوه‏ها در حرارتهاي كمتر باعث خسارت سرمايي (Chiling injury) و عدم رسيدن ميوه‏ها مي‏گردد. عمل رسيدن ميوه چيكو با استفاده از اتيلن تسريع مي‏گردد (Shanmuganela et al 1971). در بعضي از كشورهاي جنوب شرق آسيا ميوه چيكو را با رنگ قهوه‏اي متمايل به قرمز رنگ آميزي مي‏كنند تا بازار پسندتر شوند.

موارد مصرف

    چيكو در كشورهاي جنوب شرق آسيا يك ميوه محبوب و عامه پسند است. بيشتر سطح زير كشت اين محصول در كشورهاي هند و مكزيك قرار دارد. ارقام تجاري چيكو در كشورهاي سريلانكا، مالزي، فيليپين، تايلند، آمريكاي مركزي، ونزوئلا، فلوريداي آمريكا و نواحي جزائر كارائيب كشت شده است.

    توليد سالانه 30-20 ميليون تن در فلوريدا و 25-30 ميليون تن در فيليپين و 85-20 ميليون تن در هندوستان گزارش شده است. درختان بالغ چيكو 1000-2500 ميوه در سال توليد مي‏كنند .

    چيكو معمولاً بصورت تازه خورده مي‏شود. اين ميوه را به صورت فريز شده نيز مصرف می نمایند. بعضي از ميوه‏هاي چيكو طعم بدي دارند و از مصرف اين گونه ميوه‏ها بايد خودداري نمود. حدود 84% از ميوه‏هاي چيكو خوردني هستند. ميوه چيكو داراي 69-75% آب است. مقدار ويتامين A و C در ميوه چيكو كم است. اسيدي بودن ميوه به خاطر وجود مالات (malate) است. قسمت گوشتي ميوه چيكو در تهيه پودر خشك، شربت، مربا، سالاد ميوه‏اي و ماست استفاده مي‏شود. حفظ نمودن عطر و طعم ميوه چيكو در عمليات فرآوری محصول مشكل است. بوي معطر چيكو به خاطر وجود متيل بنزوآت و متيل ساليسيلات است. از لاتكس درختان چيكو نيز به منظور توليد صمغ و در تهيه خميردندان استفاده مي‏شود.

منبع: میوه های گرمسیری و نیمه گرمسیری (حسین پژمان و همکاران)

نحوه دریافت فراخوانهای کنفرانسهای بین المللی

جهت دریافت فراخوانهای کنفرانسهای بین المللی به سایت زیر مراجعه نمایید.

http://www.conferencealerts.com/addsub.mv

تولید پلاستیک از گیاه

منبع خبر:
 http://nadershahbazi.blogfa.com/
    در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ايالت آيواى مركزى، يك كشاورز در افق، به جايى خيره شده است كه تا چشم كار مى كند گياهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زير نسيم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زيرا چيزى در مورد كشتزارش مى داند كه كمتر كسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى كنند بلكه گرانول هاى پلاستيك نيز در ساقه و برگ هاى آن توليد مى شوند.
    به نظر مى رسد كه ايده رشد دادن پلاستيك «كه در آينده نزديك قابل حصول است» جالب تر از ساخت پلاستيك ها در كارخانجات پتروشيمى باشد. در اين كارخانجات هر ساله حدود ۲۷۰ ميليون تن نفت و گاز مصرف مى شود. در واقع سوخت هاى فسيلى علاوه بر انرژى، مواد اوليه را نيز براى تبديل نفت خام به پلاستيك هاى معمولى از قبيل پلى استايرن، پلى اتيلن و پلى پروپيلن فراهم مى كنند. كاربرد پلاستيك ها در تمام شئونات زندگى، گسترده شده است و نمى توان روزى، زندگى بدون پلاستيك را تصور كرد چون از بطرى هاى شير و نوشابه گرفته تا لباس و قطعات خودرو از پلاستيك هستند، گرچه اين توليد زياد پلاستيك ها اساساً زير سئوال رفته است. انتظار مى رود منابع شناخته شده ذخيره جهانى نفت تا ۸۰ سال ديگر تمام شوند و اين در مورد گاز طبيعى ۷۰ سال و براى زغال ۷۰۰ سال است، اما تاثيرات اقتصادى كاهش اين منابع خيلى زودتر فرا خواهد رسيد. وقتى منابع كاهش يابد، قيمت ها هر روز بالا خواهد رفت و اين واقعيتى است كه نمى تواند از كانون توجه سياستگزاران خارج شود. چند سال قبل كلينتون رئيس جمهور آمريكا در ماه اوت ۱۹۹۹ يك دستورالعمل اجرايى صادر كرد و طى آن تاكيد كرد كه بايد كار محققين به سمت جايگزينى سوخت هاى فسيلى با مواد گياهى به عنوان سوخت و نيز به عنوان مواد خام جهت گيرى شود. با توجه به اين نگرانى ها، تلاش مهندسين بيوشيمى براى كشف چگونگى رشد پلاستيك گياهى از دو جهت سبز است: يكى اينكه قابل ساخت از منابع تجديدپذير است و ديگر اينكه اساساً پلاستيك توليدى پس از دور ريختن قابل تجزيه بيولوژيكى است.
    اما تحقيقات اخير ترديدهايى در مورد صحت اين ديدگاه ها به وجود آورده است. اول اينكه، توانايى تجزيه بيولوژيكى داراى «هزينه پنهانى» است. بدين معنى كه با تجزيه پلاستيك ها دى اكسيدكربن و متان تشكيل و متصاعد مى شود كه اين گازها، جزء گازهاى به دام افكننده گرما يا گازهاى گلخانه اى هستند كه كوشش هاى امروزه جهانى در جهت كاهش آنها است. علاوه بر اين، هنوز به سوخت هاى فسيلى براى ايجاد انرژى مورد نياز فرايند استخراج پلاستيك از گياهان نياز است. براساس محاسبات، اين نياز به انرژى بسيار بيشتر از آن چيزى بود كه فكر مى شد. در اينجا است كه بايد گفت توليد موفقيت آميز پلاستيك هاى سبز در گرو اين است كه محققان بتوانند با روش هاى با صرفه، بر موانع مصرف انرژى غلبه كرده در عين حال نيز هيچ بارى بر محيط زيست اضافه نكنند. توليد سنتى پلاستيك ها متضمن مصرف بسيار زياد سوخت فسيلى است. خودروها، كاميون ها، هواپيماها و نيروگاه ها بيشتر از ۹۰ درصد از مواد توليدى پالايشگاه ها را مى بلعند، اما پلاستيك ها از بقيه آن استفاده مى كنند كه اين مقدار تنها در آمريكا حدود ۸۰ ميليون تن در سال است.
    تا به امروز كوشش صنايع بيوتكنولوژيكى و كشاورزى در مورد جايگزينى پلاستيك هاى معمولى با پلاستيك هاى گياهى به سه ديدگاه منجر شده است كه عبارتند از: تبديل شكرهاى گياهى به پلاستيك، توليد پلاستيك در داخل بدن ميكروارگانيسم هاى گياهى، رشد پلاستيك در ذرت و ديگر غلات.
    شركت كارگيل (Cargill) يكى از غول هاى صنايع كشاورزى به همراه شركت داو (Dow) برترين شركت شيميايى جهان، چند سال پيش به توسعه ديدگاه اول همت گماشتند كه به تبديل شكر حاصل از ذرت و ديگر گياهان پلاستيكى به نام پلى لاكتيد (PLA) منجر شد. در مرحله اول ميكروارگانيسم ها شكر را به اسيدلاكتيك تبديل مى كنند و در مرحله بعدى، به طور شيميايى مولكول هاى اسيد لاكتيك به يكديگر متصل مى شوند تا زنجيره اى مشابه زنجيره پلى اتيلن ترفنالات (PET) كه پلاستيكى پتروشيميايى است و در بطرى نوشابه هاى خانواده و در الياف لباس ها استفاده مى شود، به دست آيد. در واقع جست وجوى محصولات جديد از شكر ذرت، جزيى از فعاليت هاى طبيعى شركت كارگيل بود كه با استفاده از كارخانه هاى آسياى مرطوب دانه هاى ذرت را به محصولاتى از قبيل شربت با فروكتوز بالاى ذرت، اسيد سيتريك، روغن نباتى، بيواتانول و غذاهاى حيوانات تبديل مى كند. در سال ۱۹۹۹ كارخانه هاى اين شركت ۳۹ ميليون تن ذرت را فرايند كردند كه اين مقدار تقريباً ۱۵ درصد كل برداشت ذرت آمريكا در آن سال بود. در ابتداى سال ۲۰۰۰ مجموعه كارگيل- داو طرحى با سرمايه ۳۰۰ ميليون دلار به منظور توليد انبوه پلاستيك جديدشان راه اندازى كرد. اين طرح با نام تجارى Nature Works و براى توليد انبوه PLA ارائه شد.
    ديگر شركت ها از جمله صنايع شيميايى سلطنتى (ICI) روش هايى براى توليد نوع دوم اين پلاستيك ها ابداع كردند. اين پلاستيك پلى هيدروكسى آلكانوايت (PHA) نام دارد. PHA شبيه PLA از شكر گياهى ساخته شده و تجزيه پذير است. البته در مورد PHA يك باكترى به نام Ralstona eutropha شكر را مستقيماً به پلاستيك تبديل مى كند. براى توليد PLA يك مرحله شيميايى خارج از ارگانيسم بايد انجام گيرد اما در توليد PHA، اين زنجيره به طور طبيعى در داخل ميكروارگانيسم تا ۹۰ درصد از جرم سلول منفرد به صورت گرانول تجمع مى كند.
    در پاسخ به بحران نفت در دهه ،۱۹۷۰ ICI فرايند تخميرى در مقياس صنعتى خود را كه طى آن ميكروارگانيسم ها شكر را به PHA تبديل مى كنند، با ظرفيت چند تن در سال ارائه كرد. شركت هاى ديگرى اين پلاستيك را قالب ريزى كرده و از آن اقلام تجارتى مثل تيغ ريش قابل تجزيه بيولوژيكى و بطرى هاى شامپو ساخته و به بازار ارائه كردند. اما اين اقلام پلاستيكى اساساً قيمت بالاترى از اقلام با پلاستيك هاى معمولى داشتند و هيچ مزيت عملكردى به غير از تجزيه پذيرى بيولوژيكى نداشتند. در سال ۱۹۹۵ شركت مونسانتو (Monsanto) فرايند و دستگاه هاى مربوطه را خريدارى كرد، اما سودآورى آن هم مبهم باقى مانده است. بسيارى شركت ها و گروه هاى علمى و نيز شركت مونسانتو كوشش هاى خود را معطوف به سومين ديدگاه توليد PHA يعنى رشد دادن پلاستيك در گياه كرده اند. با تصحيح ژنتيكى گياه غله مى توان آن را قادر به سنتز پلاستيك ساخت و در نتيجه فرايند تخمير را حذف كرد. يعنى به جاى رشد دادن غله، سپس برداشت آن، فرايند كردن آن، توليد شكر و نهايتاً تخمير شكر و توليد پلاستيك مى توان مستقيماً پلاستيك را در خود گياه ساخت. بسيارى محققين اين ديدگاه را جذاب ترين و با بازده ترين راه حل ساخت پلاستيك از منابع انرژى تجديدپذير مى دانند. طى اين سال ها گروه هاى زيادى در تعقيب اين هدف بوده و هستند.
146841.jpg
    در اواسط دهه ۱۹۸۰ استيون اسلاتر (Steven C.Salter) عضو گروهى بود كه وظيفه آن جداسازى ژن هاى سازنده پلاستيك از باكترى بود. محققين پيش بينى مى كنند كه قرار دادن اين آنزيم ها در داخل يك گياه مى تواند تبديل استيل كوآنزيم A (ماده ى كه حين تبديل نور خورشيد به انرژى، به طور طبيعى در گياه تشكيل مى شود) به نوعى پلاستيك را انجام پذير سازد. در سال ۱۹۹۲ همكارى بين دانشمندان دانشگاه دولتى ميشيگان و دانشگاه جيمز ماديسون با اين هدف شروع شد. محققين با انجام مهندسى ژنتيك روى گياه Arabidopsis Thalianan توانستند نوعى PHA ترد بسازند. دو سال بعد شركت مونسانتو كار براى ساخت نوع انعطاف پذيرتر PHA را روى يك گياه معمول تر يعنى ذرت شروع كرد. از آنجا كه توليد پلاستيك نمى تواند با توليد غذا رقابت كند، محققين هدف خود را به سوى استفاده از قسمت هايى از گياه ذرت كه برداشت نمى شود (مثل برگ و ساقه) متوجه ساختند. رشد دادن پلاستيك در برگ و ساقه به كشاورزان هنوز اين امكان را مى دهد كه بتوانند با كمباين هاى معمولى ميوه ذرت را برداشت كرده و با زيرورو كردن مجدد مزرعه، برگ ها و ساقه هاى حاوى پلاستيك را برداشت كنند. برخلاف توليد PHA و PLA به روش تخمير كه بايد با استفاده از زمين براى توليد ذرت براى ديگر مقاصد رقابت كند، رشد دادن PHA در برگ و ساقه ذرت اين امكان را به وجود مى آورد كه بتوان ذرت و پلاستيك را به طور همزمان از يك مزرعه به دست آورد. ضمناً با استفاده از گياهان مناسب شرايط نامساعد مثل Switch grass مى توان از اين تقابل بين توليد پلاستيك و ديگر استفاده ها از زمين جلوگيرى كرد. يعنى لزومى ندارد كه فقط زمين هاى مخصوص كشت ذرت را به اين كار اختصاص دهيد. محققين به پيشرفت هاى فنى وسيعى در زمينه افزايش ميزان پلاستيك در گياه و همچنين تغيير زنجيره پلاستيك به منظور حصول به خواص مفيد، دست يافته اند. گرچه اين نتايج وقتى مستقلاً ديده مى شوند تشويق كننده اند ولى حصول به هر دو ويژگى يعنى تركيب مفيد و نيز ميزان بالاى پلاستيك در گياه خود يك مشكل است. تاكنون اثبات شده است كه كلروپلاست هاى برگ بهترين مكان براى توليد پلاستيك هستند. اما كلروپلاست ها اعضاى سبزى هستند كه وظيفه شان جذب نور است و اين در حالى است كه غلظت بالاى پلاستيك از فتوسنتز جلوگيرى كرده و بازدهى گياه را كاهش مى دهد. همچنين جداسازى پلاستيك از گياه خود يك چالش است. ابتدائاً محققين شركت مونسانتو تاسيسات استخراج را به عنوان واحد جانبى كارخانه فرآورى ذرت در نظر گرفتند. اما وقتى اين واحد را روى كاغذ طراحى كردند متوجه شدند استخراج و جمع آورى پلاستيك به مقادير زيادى حلال نياز دارد كه در نتيجه مى بايست بعداً به منظور استفاده مجدد بازيابى شود. اين زيرساختار فرايند از لحاظ اندازه با كارخانه هاى موجود پتروشيميايى برابرى مى كند و اندازه كارخانه آسياى ذرت را به شدت افزايش مى دهد. بايد توجه داشت كه انجام سرمايه گذارى و گذشت زمان باعث مى شود كه محققين بر اين موانع فنى غلبه كنند.
    اما اينجا سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه كدام راه حل ارزشمندتر است؟ وقتى انرژى و ماده خام لازم براى هر مرحله رشد PHA در گياهان، برداشت، خشك كردن برگ و ساقه، استخراج PHA از برگ و ساقه، تخليص پلاستيك، جداسازى و بازيايى حلال و تبديل پلاستيك به رزين را بررسى كنيد خواهيد ديد كه اين ديدگاه، انرژى خيلى بيشترى نسبت به توليد مواد پلاستيكى از منابع فسيلى در اغلب روش هاى پتروشيميايى، مصرف مى كند. در يك تحقيق كه اخيراً تكميل شده است، محققين متوجه شدند كه ساخت يك كيلوگرم PHA از گياه ذرت (تصحيح شده ژنتيكى) حدود ۳۰۰ درصد انرژى بيشتر از ۲۹ مگاژول لازم براى ساخت مقدار برابر پلى اتيلن (ساخته شده از سوخت فسيلى) مصرف مى كند. بنابراين نااميدانه بايد گفت مزيت استفاده از ذرت به جاى نفت به عنوان ماده خام، جبران كننده اين ميزان اختلاف در انرژى مصرفى نيست. براساس الگوهاى امروزى مصرف انرژى در صنايع فرآورى ذرت، براى توليد يك كيلوگرم PHA نياز به ۶۵/۲ كيلوگرم سوخت فسيلى است. براساس اطلاعات جمع آورى شده توسط جامعه سازندگان اروپايى پلاستيك ها (APME) از ۳۶ كارخانه اروپايى توليد پلاستيك، تخمين زده شد كه براى توليد يك كيلوگرم پلى اتيلن تنها به ۲/۲ كيلوگرم نفت و گاز طبيعى نياز است كه تقريباً نصف آن در محصول نهايى ظاهر مى شود. اين موضوع به اين معنى است كه تنها ۶۰ درصد از مقدار نفت و گاز مصرفى يعنى ۳/۱ كيلوگرم از آن به منظور توليد انرژى سوزانده مى شود.
    با توجه به اين مقايسه، ممكن نيست متقاعد شويد كه رشد دادن پلاستيك در ذرت و سپس استخراج آن توسط انرژى ناشى از سوخت هاى فسيلى باعث حفظ منابع فسيلى مى شود. در واقع با جايگزينى منبع تجديدپذير به جاى منبع تجديدناپذير، ناگزير به استفاده از مقدار بيشترى از آن خواهيد شد. در مطالعه قديمى ترى، آقاى «تيلمان جرن جروس» (Tilman Gorngross) كشف كرد كه توليد يك كيلوگرم PHA به وسيله تخمير ميكروبى همان ميزان سوخت فسيلى، يعنى ۳۹/۲ كيلوگرم، نياز دارد. اين نتايج مايوس كننده قسمتى از دلايلى بود كه براساس آن شركت مونسانتو، پيشرو توليد PHA از گياه، سال گذشته اعلام كرد كه توسعه چنين سيستم هاى توليد پلاستيك را متوقف خواهد كرد. هم اكنون تنها پلاستيك كارخانه اى به اين روش كه صنعتى شده است، پلاستيك PLAى Cargill- Dow است. اين فرايند ۲۰ تا ۵۰ درصد منابع فسيلى كمترى نسبت به ساختن پلاستيك از نفت مصرف مى كند، اما هنوز از ديدگاه انرژى بسيار پرمصرف تر از بسيارى فرايندهاى پتروشيميايى است. مسئولان شركت انتظار دارند نهايتاً بتوانند ميزان انرژى لازم را كاهش دهند. راه ديگر همانا توسعه ديگر منابع شكر گياهى كه انرژى كمترى براى فرآورى نياز دارند، (مثل گندم و چغندر) است كه مى تواند استفاده از سوخت هاى فسيلى را كاهش دهد.
    در همين زمان، دانشمندان در Cargill- Dow تخمين مى زنند اولين تاسيسات ساخت PLA كه هم اكنون در Blair نبراسكا در حال ساخت است، بتواند براى هر كيلوگرم پلاستيك ۵۶ مگاژول انرژى مصرف كند كه اين مقدار ۵۰ درصد بيشتر از انرژى لازم براى PET ولى ۴۰ درصد كمتر از نايلون است.
انرژى لازم براى توليد پلاستيك هاى گياهى دومين و حتى اولين مشكل زيست محيطى اين فرايند است.
    نفت اولين منبع براى توليد پلاستيك هاى معمول است، اما ساخت پلاستيك از گياهان عمدتاً بر زغال و گاز طبيعى تكيه دارد كه براى راه انداختن مزارع ذرت و صنايع فرآورى ذرت مصرف مى شود. به همين دليل تعدادى از روش هاى گياهى از سوخت هاى كمياب (نفت) به سوخت هاى فراوان (زغال) تغيير سوخت داده اند. بعضى متخصصان معتقدند اين تغيير سوخت گامى به سمت توسعه پايدار است. موضوع فراموش شده در اين منطق، اين حقيقت است كه تمامى سوخت فسيلى مصرف شده براى ساخت پلاستيك ها از مواد خام تجديدپذير (ذرت) مى بايست سوخته شوند تا انرژى توليد كنند، در حالى كه در فرايندهاى پتروشيميايى قسمت عمده اى از سوخت به محصول نهايى تبديل مى شود.
    سوزاندن سوخت بيشتر باعث وخيم تر كردن مشكل ديگرى مى شود كه آن افزايش انتشار گازهاى گلخانه اى مثل دى اكسيدكربن است. همچنين به طور طبيعى ديگر انتشارات مرتبط با احتراق سوخت فسيلى، مثل دى اكسيد گوگرد نيز افزايش مى يابد. اين گاز باعث توليد باران اسيدى مى شود و مورد نگرانى است. بايد توجه داشت كه هر فرايندى كه انتشار چنين گازهايى را افزايش دهد، در تقابل با پروتكل كيوتو قرار مى گيرد. اين قرارداد ناشى از كوشش بين المللى است كه توسط سازمان ملل به منظور تصحيح كيفيت هوا و محدود كردن گرم شدن جهانى از طريق كاهش دى اكسيدكربن و ديگر گازهاى مسئول در اتمسفر برقرار شده است.
    چنين نتيجه گيرى از تحليل هاى ارائه شده، اجتناب ناپذير است. مزيت زيست محيطى رشد پلاستيك ها در گياهان در سايه مضراتى چون افزايش مصرف انرژى و افزايش انتشار گازها قرار گرفته است. به نظر مى آيد PLA تنها پلاستيك گياهى باشد كه بتواند در اين زمينه رقابت كند. گرچه اين راه حل به اندازه ساخت PHA در گياه مناسب نيست، اما داراى مزايايى است كه يك فرايند را با بازده جلوه گر مى كند. يعنى نياز به انرژى كم و درصد بالاى تبديل (بيش از ۸۰ درصد از هر كيلوگرم از شكر گياهى در محصول نهايى ظاهر مى شود). اما به رغم PLA بر پلاستيك گياهى، حين توليد اين پلاستيك به ناچار مقادير بيشترى گاز گلخانه اى نسبت به فرايندهاى پتروشيميايى مشابه منتشر مى شود.

فیزیولوژی رشد میوه خرما

    گلهای ماده دارای 3 برچه می‌باشند که هر کدام دارای یک کلاله هستند. هر سه برچه گل دارای قابلیت پذیرش دانه گرده و عمل لقاح هستند اما اغلب پس از تلقیح،  رشد یکی از برچه‌ها بر دوتای دیگر پیشی گرفته و باعث سقط آنها می‌گردد. میوه‌های بذردار تشکیل شده دارای مراحل رشد مختلفی با نامهای حبابوک (حبة کوچک)، کیمری، خلال، رطب  و تمر هستند. 

حبابوک:

    میوه کوچک، نابالغ و سبز رنگی که بعد از گرده‌افشانی تشکیل می‌شود را حبابوک گویند. طول دوره حبابوک از 1 تا 3 هفته به طول می‌انجامد.

کیمری:

    در این مرحله میوه رشد کرده و به رنگ سبز روشن درمی‌آید. این مرحله با افزایش سریع در وزن و حجم، تجمع سریع قندهای احیاشونده، افزایش سرعت تجمع قند کل و مواد جامد، بالاترین فعالیت اسیدیته و افزایش رطوبت میوه همراه است. این مرحله طولانی‌ترین مرحله رشد و نمو میوه می‌باشد و حدود 9 هفته به طول می‌انجامد.

خلال:

    این مرحله معروف به مرحله تغییر رنگ است که در آن رنگ میوه از سبز به زرد یا زرد کم‌رنگ، زرد منقوط با دانه‌های قرمز، صورتی یا قرمز مایل به زرد تغییر می‌یابد. در این مرحله سرعت افزایش وزن و تجمع قندهای احیا شونده میوه به تدریج کاهش می‌یابد اما سرعت تجمع ساکاروز و مواد جامد افزایش می‌یابد. میزان فعالیت اسیدی و درصد رطوبت میوه به تدریج کاهش می‌یابد.

رطب:

View Image

    در مرحله رطب، میوه‌ها کم و بیش شفاف شده و رنگ آنها از رنگ دوره خلال به رنگ قهوه‌ای یا نزدیک به سیاه تغییر می‌یابد. این تغییر رنگ با نرم شدن بافت میوه نیز همراه است. همزمان با نرم شدن میوه، آخرین تانن‌های موجود در زیر پوست میوه، به فرم نامحلول در آب درمی‌آیند به طوری که میوه خرما صفت قابض بودن خود را از دست می‌دهد.

تمر:

    آخرین مرحله رسیدگی میوه خرما را تمر گویند. در این مرحله میوه مقادیر فراوانی از رطوبت خود را از دست می‌دهد تا آنجا که در اثر افزایش نسبت قند به آب در میوه، امکان تخمیر قندهای موجود در میوه به شدت کاهش یا کاملا متوقف می‌شود. این مرحله از رسیدگی از میوه خرما معادل مرحله کشمش در انگور درنظر ‌گرفته می‌شود.

آناتومی میوه

    در برش عرضی میوه توسعه یافته، سه منطقه اصلی برون‌بر، میان‌برو درون‌برقابل تشخیص است. برون‌بر شامل لایه‌ای از سلولهای اپیدرمی است که زیر آن 2 تا 3 لایه از سلولهای هیپودرمیتانن‌دار وجود دارد. در کنار آنها 3 تا 5 طبقه از سلولهای پارانشیمی که "پارانشیم پوستی" نامیده می‌شوند و 1 تا 3 طبقه از سلولهای سنگی بزرگ یا ماکرواسکلروئید قرار دارند.

    میان‌بر قسمت اصلی و بخش خوراکی میوه را تشکیل می‌دهد و شامل میان‌بر بیرونی و میان‌بر درونی است که از سلولهای پارانشیمی تشکیل شده‌اند. این دو میان‌بر توسط یک لایه تاننی دارای 6 تا 7 سلول بزرگ حاوی تانن از هم جدا می‌شوند.

    سیستم آوندی در هر میوه شامل یک دسته آوند فوقانی و دو دسته آوند تحتانی برجسته است و آوندهای کوچک‌تر در اطراف مزوکارپ داخلی و در مجاورت لایه تانن‌دار پراکنده‌اند. آوندهای فوقانی از میان جفت تخمدان عبور کرده و بذر توسعه یافته را تغذیه می‌نمایند.

    در خرما تخمک گل واژگون بوده دارای دو جدار است که خورش تک لایه‌‌ای مشبکی که کیسه جنینی رسیده را احاطه می‌کند در برمی‌گیرد. جدار داخلی آن که غنی از تانن است تنها در مراحل ابتدایی توسعه میوه وجود دارد. جدار خارجی دارای چند لایه سلولی است که ضخیم شده پس از تغییر حالت پوشش بذر را به وجود می‌آورد.

منحنی رشد و نقاط رشد سلولی میوه

    منحنی رشد و نمو میوه‌های بذردار از زمان آنتزیس تا مرحله بلوغ شامل سه مرحله رشد جداگانه و به صورت یک منحنی سینوسی است.

    در مراحل اولیه رشد، میوه از نظر طول و قطر و مخصوصا از نظر طولی در اواسط مرحله کیمری تا اواخر آن افزایش نشان می‌دهد. افزایش طولی میوه خرما از ناحیه خاصی از میوه است. در مطالعه‌ای با علامت‌گذاری میوه‌های جوان با مرکب ماندگار، مشخص شدکه منطقه رشد سریع سلولی و محل افزایش طولی میوه در ارقام استعمران و برحی، کاملا در مجاورت کاسة گل میوه قرار دارد.

عوامل مؤثر بر رشد و نمو میوه

    نخل خرما جهت رشد و نمو مناسب میوه و تولید تجاری به تابستان گرم و طولانی و بدون بارندگی یا فاقد رطوبت بالا بویژه در طول دوره بلوغ نیازمند است. در مناطقی که بارندگی و رطوبت عامل محدود کننده نیست، دما نقش کلیدی را در امکان پرورش نخل در آن مناطق بازی می‌کند.

دما

    طول دوره رشد میوه خرما، از گرده‌افشانی تا بلوغ، بسته به رقم و میزان دمای محیط از 120 تا 200 روز متغیر است. میوه خرما جهت رشد کامل خود نیازمند دریافت مجموع واحدهای حرارتی است که به روشهای مختلفی اندازه‌گیری می‌گردد. متداول‌ترین روش اندازه‌گیری، محاسبه مجموع میانگین دماهای بالاتر از 18 درجه سانتی‌گراد از گلدهی تا برداشت می‌باشد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته مقدار 1800 درجه سانتی‌گراد واحد گرمایی به عنوان ضریب متوسطی برای ارقام مختلف معرفی شده است.

    ارقام خرمایی که در زمان بلوغ میوه، میزان قند پایین‌تری دارند تعداد واحد گرمایی کمتری جهت رسیدن به مرحله بلوغ نیاز دارند و معمولا این ارقام در مناطق حاشیه‌ای، یعنی در مناطقی که دما عامل محدود کننده است گسترش بیشتری یافته‌اند.

روش جابه‎جايي و انتقال نخلهاي كهنسال

    روش متداول تكثير خرما معمولا از طريق پاجوش مي‎باشد كه در اين ميان پاجوشهـاي داراي وزن 20-12 كيلوگرم ترجيح داده مي‌شوند‎. بزرگترين معضل پاجوشها پس از جابه‎جايي و انتقال، كم بودن حجم ريشه لازم جهت ثبات و استقرار مجدد گياه است(عدم تناسب لازم بين اندام هوايي و زميني). در اين ميان جابه‎جايي نخلهاي مسن طبيعتا بسيار مشكل‎تر و با ريسك بالايي انجام مي‏شود اما غيرممكن نيست و شرايط بسياري را جهت افزايش ميزان گيرايي نخلها بايد رعايت نمود:

- زمان انتقال درست انتخاب شود. مناسبترين زمان انتقال نخل خرما در دو زمان اوايل فصل بهار و اوايل فصل پاييز است.

- قبل از انجام هر عملي بايد كليه خوشه‎هاي ميوه (در صورت وجود) و برگهاي اضافي نخل به جز جوانه انتهايي (قلب) كاملا حذف گردند. يعني تمامي برگهايي كه به نحوي با تاج زاويه گرفته‎اند بايد حذف شوند.

- آبياري سنگيني قبل از حفر و كندن خاك اطراف نخل انجام شود.

- اطراف نخل به صورت عمیق حفر شود و از حفر يك‎طرفه و وارد آوردن فشار به تنه جهت سقوط نخل جدا خودداري گردد.

- ميزان و توده خاك و ريشه جابه‎جا شده همراه نخل به اندازه كافي باشد (با توجه به سن و جثه نخل) تا امكان استقرار مجدد گياه فراهم گردد.

- بلافاصله پس از كنده شدن نخل، اطراف ريشه و خاك آن با پوشش مناسب و دائما مرطوبي پوشش داده شود. اين بخش از نخل بايد تا كاشت نهايي در آب نگهداري شود يا كاملا مرطوب نگه داشته شود.

- حمل نخل با سلامت كامل همراه باشد و از آسيب وارد آوردن به سيستم نخل يا پرتاب و غلت دادن آن جدا پرهيز شود.

- پس از جدا شدن نخل از زمین، برگهای آن بسته شود.

- بهتر است بلافاصله پس از جابه‎جايي اقدام به كشت شود.

- گوده لازم جهت كاشت مجدد، از قبل تهيه شده باشد و ابعاد آن بسته به ابعاد ريشه جابه‎جا شده انتخاب شود ولي حداقل ابعاد گوده نبايد كمتر از 5/1 متر×5/1 متر×5/1 متر باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- گوده مورد نظر با تركيب خاكي مطلوبي پر گردد. بهتر است از تركيب 50% ماسه + 25% خاك + 25% كود حيواني كاملا پوسيده استفاده شود. تاكيد مي‏شود خاك به كار رفته شور نباشد.

- بعد از پركردن گوده با خاك مزبور و قبل از كاشت نخل در آن، گوده بايد چندين بار آبياري شود تا خاك آن به خوبي نشست نمايد. با هر نشست مجددا بايد گوده پرگردد.

- در هنگام كاشت نخل، حفره مناسبي در وسط گوده مزبور تهيه و نخل در آن قرار داده مي‏شود و به خوبي خاك اطراف آن كوبيده و محكم مي‎گردد و تشتك بزرگ مناسبي اطراف آن احداث شود. عمق كاشت بهتر است كمي عميقتر از محل اوليه استقرار نخل درنظر گرفته شود. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- بلافاصله پس از كاشت، بهتر است در 4-3 طرف نخل، قيم مناسب به صورت زاويه‎دار با نخل (همگرا به سمت تنه نخل) نصب گردد و به خوبي محكم شوند تا از هرگونه تكان خوردن تنه در اثر وزش باد خودداري شود.

- برگهاي جوانه انتهايي با پوشش مناسبي از قبيل گوني كنفي پيچانده شوند تا ميزان تبخير از آنها به حداقل برسد. البته اين پوشش‎ها مرتبا چك شوند تا از احتمال پوسيدگي برگها در اثر حمله قارچها يا حشرات جلوگيري به عمل آيد (به ويژه در مناطق مرطوب).

- بلافاصله پس از كشت نخل، گوده‎ آن آبياري سنگيني شوند و تا زمان استقرار گياه خاك اطراف آنها دائما مرطوب نگه داشته شود. لذا ممكن است بسته به شرايط آب و هوايي هر 2-1 روزآبياري تكرار گردد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- پس از اطمينان از استقرار نخلها و آغاز فعاليت مجدد آنها مي‎توان نسبت به رفع قيم‏ها و پوشش‎ها و آغاز تغذيه نهالها اقدام نمود.  

نقش خرما در سلامت دندان

 

نتایج یک تحقیق در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج نشان داد: مصرف خرما به عنوان یک ماده غذایی، به دلیل اثرات بازدارنده در رشد باکتری عامل پوسیدگی دندان، در پیشگیری از بروز این عارضه موثر است. این تحقیق با هدف تعیین تاثیر عصاره خرما بر رشد باکتری استرپتوکوک میوتانس که عامل اصلی پوسیدگی دندان می باشد، توسط دکتر اشرف سیدی، متخصص پروتزهای دندانی و استادیار دانشگاه علوم پزشکی یاسوج و جمعی از همکارانش انجام شده است. پوسیدگی دندان شایع ترین عفونت باکتریایی در انسان است که اصلی ترین عامل شروع کننده آن، استرپتوکوک میوتانس می باشد. نتایج تحقیقات قبلی نشان می داد که بعضی از مواد غذایی می توانند با جلوگیری از رشد استرپتوکوک میوتانس، مانع از ایجاد پوسیدگی دندان شوند.در این مطالعه اثر خرما بر رشد استرپتوکوک میوتانس در محیط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش پس از کشت استرپتوکوک میوتانس، محیط های کشت حاوی خرما با استفاده از میوه، شیره و عصاره خرما با غلظت های مختلف تهیه گردید و میکروب استرپتوکوک میوتانس در این محیط ها کشت داده شد. یافته ها حاکی از آن است که پس از 24 ساعت، استرپتوکوک میوتانس در محیط های با غلظت کم خرما رشد اندکی داشت، ولی با افزایش غلظت خرما میکروارگانیسم ها قادر به رشد در محیط کشت نبودند. نتایج نشان می دهد با توجه به نقش باز دارندگی خرما از رشد استرپتوکوک میوتانس می توان خرما را به عنوان یک ماده غذایی پیشگیری کننده از ایجاد پوسیدگی معرفی کرد.
منبع: http://worldfood.ir/

فیزیولوژی گرده و گرده‏افشاني در خرما

 مقدمه:  

    مرحله گرده‏افشاني از جمله مهمترین و حساس‏ترين عملیات به‌زراعی خرما است كه نقش بسيار مهمي هم در تولید میوه و هم در بهبود كميت و كيفيت آن دارد. نخل خرما گياهي دو پايه است و گلهاي نر و ماده آن به صورت جداگانه روي پايه‏هاي متفاوت تولید می‌شوند. معمولا پس از ظهور غلافهای نر و ماده و آغاز شکافتگی غلاف‌های ماده، عملیات گرده‌افشانی آغاز می‌گردد. عوامل مختلفی بر زمان ظهور گل‌آذینهای نر و ماده مؤثرند که از جمله آنها می‌توان به شرائط آب و هوائي، نوع رقم و علميات به‌زراعي نخلستان اشاره نمود. در شرائط ايران فصل گرده‏افشاني در اغلب مناطق از اواسط بهمن ماه تا اواسط ارديبهشت ماه به طول مي‌انجامد و در نخلستانهای تجاری به صورت مصنوعي انجام می‌شود.

فیزیولوژی گرده و گرده‌افشانی:

Picture

منبع عکس: http://faculty.ksu.edu.sa/

پس از تشکیل گل و تکمیل بخشهای مختلف آن از جمله پرچم‌ها و بساکهای آنها که حاوی کیسه‌های گرده هستند، دانه‌های گرده اندکی قبل از شکافته شدن طبیعی غلاف نر، به مرحله رسیدگی می‌رسند و قدرت باروری خود را به دست مي‌آورند. طبعا جهت بلوغ کامل، گرده‌ها نیازمند دریافت واحدهای حرارتی لازم در طول دوره آغازش گل تا آنتزیس می‌باشند. این گرده‌ها بسیار ریز و سبک بوده و توسط باد به راحتی قابل جابه‌جایی هستند. در نخلستانهای طبیعی که از طریق انتشار بذر تولید شده‌اند و دارای نسبت مساوی از نخلهای نر و ماده هستند، با شکافته شدن تدریجی غلافهای نر و انتشار دانه گرده در هوا، عملیات گرده‌افشانی گلهای ماده توسط باد انجام می‌شود. البته در نخلستانهای تجاری نسبت نخلهای نر به ماده بسیار اندک و مشخص است که بعدا توضیح داده خواهد شد. پس از عملیات گرده‌افشانی و قرارگرفتن دانه گرده روی کلاله‌های چسبناک و مرطوب گلهای ماده و به شرط تامین بودن شراطی محیطی (از همه مهمتر دماي مناسب) و زنده بودن دانه گرده (داشتن قوه‌نامیه) و سازگاری مناسب دانه گرده با گلهای ماده، جذب آب و سایر مواد (فراهم شده توسط کلاله برای رشد بهینه گرده) توسط دانه گرده انجام گرفته و سریعا متورم می‌گردد. مدت کوتاهی پس از جذب اولیه، لوله گرده آغاز به تندش می‌کند و در انتهای خود دو سلول را که شامل هسته زایشی و هسته رویشی هستند و هر دو نیز n کروموزومی می‌باشند حمل می‌کند. هسته رویشی در نوک لوله گرده قرار گرفته با تقسیمات تدریجی و مداوم خود باعث رشد طولی لوله گرده و هدایت آن به سمت تخمدان می‌شود. طبعا هرچه شرایط رشد مهیاتر باشد سرعت رشد لوله گرده بیشتر و امکان لقاح موفق‌تر نیز بیشتر خواهد بود. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که معمولا چندین گرده در حین عملیات گرده‌افشانی بر سطح کلاله‌های یک گل می‌نشینند و بسته به میزان قوه‌نامیه برخی از آنها جوانه زده لوله گرده خود را به سمت تخدان گسیل می‌دهند. پس از ورود اولین لوله گرده به درون تخمدان و قرار گرفتن در مجاورت کیسه جنینی، هسته رویشی با هسته‌های مزدوج و هسته زایشی با سلول جنسی کیسه جنینی ترکیب می‌گردند. با ترکیب هسته رویشی و هسته‌های مزدوج و تقسیمات بعدی آن، آندوسپرم بذر تولید می‌شود و با ترکیب هسته زایشی با سلول جنسی، سلول تخم یا زایگوت[1] حاصل می‌شود. زایگوت در تقسیمات بعدی خود جنین را به وجود می‌آورد.

The Date  Palm (Phoenix  dactylifera) 
male flowers

منبع عکس: http://faculty.ksu.edu.sa/

پس از تلقیح موفق و انجام ترکیبات فوق درکیسه جنینی، بذر و میوه تولید می‌شوند. بذر محل اصلی تولید ترکیبات مختلف محرک رشد از جمله مواد تنظیم‌کننده‌های رشد[2] است که نقش کلیدی در رشد کمی و کیفی میوه دارند. طبعا نوع و میزان این مواد، شدیدا با نوع گرده مصرفی (رقم پایه نر خرما) در ارتباط است. دانه گرده خرما را بايد از درختان قوي، سالم، تنومند و مرغوب انتخاب نمود و دانه گرده بايد سالم و رسيده باشد. پايه‏هاي نر خرما از نظر زمان ظهور گلهاي نر به سه دسته تقسيم می‌شوند: 1- زودرس 2- ديررس 3- ميان رس. لازم به توضیح است که گل ماده خرما از نظر ساختاری دارای سه برچه بوده و هر برچه دارای یک کلاله است. در صورت گرده‌افشانی موفق و ورود لوله گرده به تخمدان و ترکیبات سلولی کیسه جنینی، با تلقیح اولین برچه، رشد زایگوت در آن به سرعت انجام شده باعث سقط دو برچه باقی‌مانده می‌گردد. به همین خاطر است که اغلب میوه‌های طبیعی بذردار (به جز در موارد استثنایی   ) به صورت تکی می‌باشند. اما در صورت عدم تلقیح گل، هر سه برچه گل شانس برابری جهت ادامه رشد می‌یابند و میوه‌های تولیدی در این حالت بی‌بذر بوده و سه قسمتی هستند (میوه‌های بی‌بذر سه‌قلو[3]) که از ناحیه کلاهک به هم وصل می‌باشند. این گونه میوه‌ها بازارپسند نبوده فاقد ارزش تجاری هستند. لذا عملیات گرده‌افشانی بسیار بحرانی بوده با امکان وجود یا عدم وجود میوه در سال مربوطه همراه است.

با توجه به مطلب فوق می‌توان دریافت که عوامل متعددی در یک تلقیح موفق و تشکیل میوه‌های طبیعی بذردار دخالت دارند که شامل موارد زیرند:

- عوامل آب و هوایی (دما، باران و باد)، قوه نامیه گرده، میزان سازگاری ارقام نر و ماده، تفاوت بین میزان میوه‌نشینی ارقام، میزان گرده مورد نیاز هر خوشه  

الف) عوامل آب  وهوایی:  

1- دما: با توجه به مطالب مندرج در فوق می‌توان دریافت که دما یکی از مهمترین فاکتورهای محیطی است که در نحوه تکامل بخشهای مختلف گل، میزان تلقیح و میوه‌نشینی تاثیرگذار است. دما هم در دوره تکمیل رشد گل و فرآیند رسیدگی گرده و هم در دوره گرده‌افشانی و تندش لوله گرده و حرکت آن به سمت تخمدان مؤثر است. با توجه به این که گل خرما در اواخر فصل برداشت (اوایل پاییز) تشکیل می‌گردد، کلیه تغییرات آب و هوایی و از همه مهمتر دما نقش بسیار حیاتی در نحوه رشد و تکمیل بخشهای مختلف آن دارد. دمای صفر فیزیولوژیک خرما حدود 7+ درجه سانتی‌گراد است و پایین‌تر از این دما رشد رویشی نخل متوقف می‌شود. گل خرما جهت تکامل نیازمند دوره دوره کوتاه سرمایی است تا نیاز سرمایی آن برطرف شود. مجموع روزهایی که دما در محدوده دمای صفر فیزیولوژیک قرار می‌گیرد در تکمیل اجزای گل‌آذین و گل نر و گرده بسیار مهم است. دماهای پایین‌تر از صفر بر رشد کلی نخل اثر سوء دارند. در زمان گرده‌افشانی نیز با تاثیر بر میزان تندش جوانه‌های گرده و سرعت رشد لوله گرده، نقش حیاتی را در میزان تلقیح نهایی ایفا می‌نماید. میزان میوه‌نشینی با مجموع تعداد ساعتهایی که دما در آنها بالاتر از 15 درجه سانتی‌گراد است ارتباط مستقیم دارد. میوه‌نشینی مناسب زمانی رخ می‌دهد که در زمان گلدهی دمای حداکثر روزانه بین 26-22 درجه سانتی‌گراد باشد و با کاهش دمای حداکثر روزانه به 18 درجه سانتی‌گراد و پایین‌تر، میوه‌نشینی به شدت کاهش می‌یابد. کاهش دما بلافاصله پس از گرده‌افشانی نیز می‌تواند اثر سوئی بر میزان میوه‌نشینی داشته باشد. با انجام آزمون جوانه‌زنی دانه‌های گرده، مشخص گردیده در دمای 7+ درجه سانتی‌گراد و پایین‌تر هیچ‌گونه جوانه‌زنی رخ نمی‌دهد. با افزایش تدریجی دمای محیط جوانه‌زنی از 7+ تا 32+ درجه سانتی‌گراد میزان و سرعت جوانه‌زنی گرده‌ها افزایش یافت. در این تحقیق مشخص شده که دمای بحرانی جوانه‌زنی دانه گرده بین 15 تا 22 درجه سانتی‌گراد و مناسبترین دمای جوانه‌زنی دانه گرده خرما، حدود 27 درجه سانتی‌گراد می‌باشد. در دمای 43 درجه سانتی‌گراد و بالاتر نیز مجددا به دلیل آسیب مستقیم دانه‌های گرده، میزان جوانه‌زنی به شدت کاهش می‌یابد.

2- باران: وقوع بارندگی اغلب با کاهش دمای بعدی همراه است. در صورت بارش باران در زمان گرده‌افشانی، احتمال کاهش میزان تلقیح و میوه‌نشینی در دو صورت وجود دارد:

- اگر بارندگی در فاصله زمانی کمتر از 6 ساعت پس از گرده‌افشانی رخ دهد احتمال شسته شدن گرده ها از روی کلاله‌های گلها قبل از تلقیح وجود دارد. لذا تکرار عملیات گرده‌افشانی در این صورت ضرورت می‌یابد.

- اگر بارندگی درست قبل زمان گرده‌افشانی (کمتر از 6 ساعت قبل از گرده‌افشانی) رخ دهد به دلیل کاهش دمای محیط ، با ایجاد اختلال یا تاخیر در روند جوانه‌زنی و یا رشد و سرعت لوله گرده به سمت تخمدان، باعث کاهش میوه‌نشینی به میزان یک چهارم تا یک سوم می‌گردد که در این حالت نیز توصیه بر تکرار گرده افشانی است.

3- باد و گرد و غبار:

معمولا وزش بادهای ملایم تا متوسط اثر سوئی بر میزان گرده‌افشانی نداشته بلکه با حمل دانه‌های گرده، احتمال میوه‌نشینی را افزایش می‌دهد. اما وزش بادهای شدید و طوفانی و گرم با پراکنده نمودن دانه‌های گرده و خشک نمودن سطح کلاله گلها، ممکن است باعث کاهش میزان میوه‌نشینی شوند. در مناطق بیابانی یا گرم و خشک وزش بادهای غبار‌الود و همراه با گرد و غبار، بسته به شدت و غلظت ذرات معلق در هوا، می‌توانند در بعضی مواقع تا حدودی از میزان گرده‌افشانی بکاهند.

ب) میزان سازگاری ارقام نر و ماده خرما:

در اغلب مناطق خرماخیز این باور وجود دارد که گرده‌افشانی ارقام خاصی از ارقام ماده خرما با گرده‌های ارقام مشخصی از ارقام نر، باعث میوه‌نشینی بهتر و در نتیجه تولید محصول بیشتر می‌شود. با توجه به این که فیزیولوژی گرده ارقام نر مختلف متفاوت بوده شرایط رشدی و قوه‌نامیه آنها نیز متفاوت است، طبعا در زمان گرده‌افشانی، موفقیت عمل تلقیح و تشکیل میوه بسته به میزان سازگاری ترکیبات گرده نر از یک طرف و سطح کلاله و خامه گل ماده از طرف دیگر است که همه این مواد تحت کنترل مشترک ژنتیک گیاه و محیط است. در پژوهشهای مختلف نیز ثابت شده که ارقام ماده با برخی ارقام نر سازگاری بهتری نشان می‌دهند و درصد میوه‌نشینی آنها با کاربرد گرده ارقام سازگار بیشتر از سایرین بوده است.

ج) تفاوت بین میزان میوه‌نشینی ارقام:

ارقام متفاوت خرما در مناطق مختلف، میوه‌نشینی مختلفی نشان داده‌اند. به طور کلی برخی ارقام ذاتا دارای میوه‌نشینی بالا و برخی دارای میوه‌نشینی پایین هستند. به طور مثال ارقام دیری و حیانی عنوان شده که دارای میزان میوه‌نشینی پایین اما ارقام سایر و زاهدی دارای میزان میوه‌نشینی بالا هستند. کشت ارقام دارای میوه‌نشینی پایین در مناطق با آب و هوای سردتر از حد معمول، باعث کاهش مضاعف میزان میوه‌نشینی آنها می‌گردد. اما ارقامی مانند زاهدی به دلیل قدرت باروری بالا حتی در مناطق سردتر نیز محصول تجاری تولید می‌نماید به گونه‌ای که رقم زاهدی به عنوان رقم مقاوم به سرما معرفی شده است. در ارتباط با ارقام نر نیز باید اذعان نمود که اولین و آخرین گل‌آذینها از کیفیت کمتری برخوردار بوده میزان باروری گرده‌های آنها پایین‌تر است. به طور کلی ارقام نر خرما جهت رشد و نمو مطلوب دانه گرده و کسب قدرت باروری آن، نیازمند مجموع واحدهای حرارتی خاصی هستند که باید در طول دوره رشد گرده تامین گردند. 

 

د) زنیا[4] و متازنیا[5] :

محققان در ایالات متحده و سایر کشورها ثابت نموده‌اند که نوع گرده مورد استفاده در گرده‌افشانی، بر صفات کمی و کیفی میوه (بذر و بخش خوراکی) مؤثر است. بدین معنا که گرده نه تنها شکل و اندازه بذر را تحت تاثیر قرار می‌دهد بلکه بر شکل میوه و زمان رسیدن آن نیز مؤثر است. تاثیر دانه گرده بر صفات بذر و جنین را "زنیا" و بر بافت و گوشت میوه "متازنیا" می‌نامند. البته بایستی عنوان نمود که نتایج پژوشهای تا حال حاضر نشان داده است که اندازه و ابعاد میوه بیشتر تحت تاثیر تنک کردن است تا اثر متازنیای گرده؛ اما بالعکس، اندازه هسته بیشتر تحت تاثیر اثر متازنیای گرده است تا تنک کردن. کاربردی‌ترین اثر گرده، در ارتباط با زمان رسیدگی میوه‌ها است. دانشمندان ثابت نموده‌اند که نوع گرده می‌تواند زمان رسیدگی میوه را تا 10 روز در مناطق گرمتر و تا 2 ماه در مناطق سردتر تغییر دهد. این موضوع بویژه در امکان تنظیم بازار و همچنین مدیریت عارضه خشکیدگی خوشه خرما بسیار مؤثر است.

ه) میزان گرده مورد نیاز ارقام:

ارقام مختلف خرما بسته به اندازه خوشه و تعداد گل در خوشه آنها به میزان گرده متفاوتی نیاز دارند. ارقامی مانند برحی و مضافتی که دارای خوشه‌های بسیار بزرگ و حجیم هستند نسبت به ارقامی مانند استعمران و لیلویی که خوشه‌های کوچک‌تر دارند نیازمند گرده بیشتری هستند.

20080901BarhiDates.jpg

منبع عکس: http://www.seriouseats.com/

و) زمان گرده‌افشانی:

با توجه به نیاز دمایی بهینه جهت جوانه‌زنی گرده (حدود 27+ درجه سانتی‌گراد)، ساعاتی از طول روز که دمای مورد نظر در آن تامین گردد مناسبترین ساعات گرده‌افشانی خواهند بود. در این ارتباط با توجه به تحقیقات صورت گرفته مشخص شده که گرده‌افشانی در ساعتهای بین 10 صبح تا 3 بعد از ظهر با بیشترین میزان میوه‌نشینی همراه بوده است.

ز) دوره پذیرش گلهای ماده:

پس از شکافته شدن (و حتی اندکی قبل از آن)، گلهای ماده آمادگی پذیرش گرده را جهت انجام عمل تلقیح به دست می‌آورند. با شکافته شدن گل‌آذین‌ها و ظهور گلها به تدریج و به مرور زمان، قدرت پذیرش گلهای ماده به دلیل از بین رفتن سطح کلاله و رشد برچه‌ها به صورت پارتنوکارپ و تغییر شکل و حالت سلولهای خامه گل، کاهش می‌یابد. نتایج آزمونهای مختلف نشان داده که گرده‌افشانی گلها 1 الی دو روز قبل از باز شدن طبیعی اسپاتها تا 3 روز پس از شکافته شدن طبیعی آنها و ظهور گلها، با میزان میوه‌نشینی مطلوبی همراه بوده است. هر چه گرده‌افشانی دیرهنگام‌تر انجام شود، درصد میوه‌نشینی نیز به همان نسبت کاهش خواهد یافت. 

جدول 1 : مناسب‏ترين زمان گرده‏افشاني براي برخی ارقام تجاري خرما (تراهي، 1377)

رقم

زمان شكافته شدن اسپات (روز)

قبل از شكافته شدن

بعد از شكافته شدن

7

2

0

2

4

6

8

10

ديري و خضراوي

+

+

+

+

-

-

-

-

حياني

+

+

+

-

-

-

-

-

برحي، حلاوي و زاهدي

+

+

+

+

+

-

-

-

دگلت نور

+

+

+

+

+

+

+

-

مجول

+

+

+

+

+

+

+

+

ويژگيهاي مهم پايه نر

زمان ظهور گل:

شكوفه دادن هم‌زمان پايه نر و پايه ماده بويژه در هنگامي كه در گرده‏افشاني از گرده تازه استفاده می‌شود بسيار مهم است. در بعضي از مناطق مثل جيرفت و بم در حالي كه درختان نخل ماده توليد گل كرده‏اند پايه‏هاي نر هنوز فاقد گل‏آذين رسيده و قابل استفاده هستند و نخلكاران ناچارند گرده مورد نياز را از مناطق مجاور تهيه كنند كه پرهزينه خواهد بود.

تيپ گلها:

پايه‏هاي نری كه داراي گلهاي چسبيده به خوشكها باشند و به آساني نريزند ارجحيت دارند.

گرده فراوان:

ميزان گرده در ارقام مختلف متفاوت است. حداكثر ركورد ثبت شده در مورد ميزان توليد گرده از يك درخت نر 2133 گرم بوده است كه می‌تواند حداقل صد درخت خرما را گرده‏افشاني نمايد (سندگل، 1370).

سازگاري بين دانه گرده نخل نر با مادگي نخل ماده:

بر اساس بررسيهاي انجام شده در كشور مناسب‏ترين پايه نر براي تلقيح گل‏آذين ماده در برخي از ارقام تجاري به شرح جدول زير است:

جدول 2: توصيه ارقام نر براي گرده‏افشاني برخي ارقام تجاري

منطقه

پايه نر

پايه ماده

محقق

جيرفت

خكري، سمسماوي، سبز پرك، زرد پرك، سرخ پرك

هليله‏اي

اباذرپور، 1377

فارس

تورز، زاهدي جهرم

زاهدي

زرگري، 1379

فارس

شاهاني

شاهاني

زرگري، 1379

فارس

زاهدي

كبكاب

زرگري، 1379

ميناب

گرده پايه1002

هليلي

سماوي، 1378

عزيزآباد بم

گرده جيرفتي

مضافتي

احساني،1375

خوزستان

غنامي، خكري، سمسماوي، وردي

استعمران

اعطــاء،1370

 روشهای گرده‌افشانی

    به طور کلی به انتقال دانه گرده از گل نر به کلاله گل ماده گرده‌افشانی گفته می‌شود. همان گونه که قبلا نیز ذکر گردید نخل خرما دوپایه بوده جهت گرده‌افشانی نیازمند انتقال دانه گرده به روش طبیعی (انتشار توسط باد) یا به روش مصنوعی (دستی یا مکانیکی) است. با توجه به محدود بودن تعداد پایه نر در واحد سطح و درصد معین پایه‌های نر نسبت به پایه‌های ماده (5-2٪) در نخلستانهای تجاری، عملیات گرده‌افشانی باید با نهایت دقت و با سعی در جهت نیل به بالاترین بازده گرده‌افشانی انجام شود. چرا که هر درخت نر خرما توليد 1000-500 گرم دانه گرده (متوسط 700 گرم) می‌کند كه براي گرده‏افشاني 47 درخت كافي است و حدود 20-15 گرم دانه گرده براي هر درخت و حدود 2 كيلوگرم براي هر هكتار لازم است و بسنده نمودن به انتقال دانه‌های گرده توسط باد، هدف نهایی را که همانا رسیدن به محصول تجاری است تامین نمی‌نماید. لذا گرده‌افشانی مصنوعی در نخلستانهای تجاری کاملا لازم و ضروری است. عملیات گرده‌افشانی را می‌توان به صورت دستی، مکانیکی و یا الکتریکی انجام داد. در تمامی روشهای مذکور، در ابتدا لازم است اسپاتهای نر خرما پس از رسیدگی لازم برداشت شده و عملیات لازم بر آنها اعمال شود.

نحوه برداشت غلافهای نر و گردآوری گرده خرما

    قبل از اقدام جهت برداشت غلافهای نر لازم است از رسیدگی گلهای آنها اطمینان حاصل شود. در این ارتباط اغلب از روشهای تجربی و مشاهده‌ای استفاده می‌شود. برخی نخلکاران با تجربه با قرار دادن ناحیه وسط غلافها بین انگشتهای  شست و سبابه و فشردن ناحیه مزبور، با شنیدن صدای تق‌تق حاصل از جداشدن کاسبرگها و گلبرگهای گلهای درون اسپات از هم، میزان رسیدگی اسپاتها را تشخیص می‌دهند. سایر علایم مانند خم شدن اسپاتها به سمت بیرون نخل نیز می‌تواند نشانه رسیدگی گل‌آذین‌ها باشد. البته مطمئن‌ترین نشانه رسیدگی غلاف‌ها، مشاهده شکاف ریز اولیه طولی در آن است. لازم به تذکر است که نباید منتظر شکافته شدن کامل گل‌آذین نر جهت اطمینان از رسیدگی آن شد. چرا که در اغلب موارد غلافهای نر بلافاصله بعد از شکافته‌شدن، تمامی گرده خود را در محیط منتشر می‌نمایند و امکان گردآوری گرده در این حالت تقریبا غیرممکن است. سلولهای غلافهای نر رسیده پس از برداشت، هنوز به شدت فعال بوده به عمل تنفس خود ادامه می‌دهند و انرژی حرارتی فراوانی را در درون اسپات تولید می‌نمایند. این در حالی است که ارتباط آوندی غلاف با نخل پدری قطع و امکان خروج گرمای فراوان حاصل از تنفس تقریبا از بین رفته است. لذا پس از قطع اسپات از گیاه پدری به مرور زمان دمای درون آن به شدت بالا رفته سلامت اجزای درون اسپات بویژه گلها و گرده‌ها و میزان قوه‌نامیه ‌آنها به خطر می‌ا‌فتد. به همین جهت یا باید برای خنک‌سازی اسپاتها آنها را به محیط خنک مانند یخچال یا در مجاورت کولر منتقل نمود و یا حداقل انتهای بریده شده اسپاتها را در درون آب خنک قرار داد. باید توجه نمود که در هر دو حالت نمی‌توان اسپاتها را برای مدت طولانی نگه داشت و هرچه سریعتر باید آنها را مورد استفاده قرار داد. جهت گرده‌افشانی همیشه توصیه بر استفاده از گرده تازه است اما با توجه به ظهور گل‌آذین‌های پایه‌های نر در زمان‌های مختلف به دلیل زودرس، میان‌رس و دیررس بودن ارقام نر و عدم تطابق زمانی گلدهی برخی ارقام نر با برخی ارقام ماده، جمع‌آوری گرده‌ها و نگه‌داری آنها در محیط مناسب تا زمان گلدهی ارقام ماده ضروری است.

روش استخراج دانه‌های گرده‌ و نحوه نگه‌داری آنها

    در اغلب موارد رسیدگی غلافهای نخل نر همزمان با ظهور گل‌آذینهای نخلهای ماده نیست. لذا جمع‌آوری اصولی گرده و نگهداری صحیح آن جهت استفاده در زمان مناسب کاملا ضروری است. در نخلستانهای تجاری نخلکاران پس از اطمینان از رسیدگی غلافهای نر، آنها را بریده و بلافاصله به جای خنکی منتقل می‌نمایند و بلافاصله پس از انتقال پوشش گل‌آذینها را شکاف داده گل‌آذین‌ها را از آن خارج می‌نمایند. گلها در گل‌آذین پایه نر معمولا به صورت کاملا فشرده و چسبیده به هم قرار دارند و در این حالت امکان رطوبت‌گیری آنها وجود ندارد و بایستی به سرعت خوشکهای گل‌آذین را از هم فاصله داد و امکان تهویه کلیه گلها را فراهم نمود. پس از عمل رطوبت‌گیری اولیه که معمولا در محیطی آفتابگیر و خشک انجام می‌شود به دو صورت با این غلافها برخورد می‌شود:

روش اول:

    در این روش گل‌آذین را به چندین قسمت که هر قسمت شامل 5-3 خوشک است تقسیم می‌نمایند و این بخشها را به صورت معکوس و در ارتفاعی حدود 5/1 متری در محیطی سایه و کاملا خشک آویزان می‌نمایند. پس از خشک شدن این خوشکها، می‌توان به مرور زمان از آنها در طول فصل گرده‌افشانی استفاده نمود. اما بایستی توجه داشت که با گذشت زمان از میزان قوه‌نامیه آنها به شدت کاسته می‌شود. البته اگر پس از خشک شدن خوشکها، آنها را در محیط یخچال نگهداری کنیم قوه‌نامیه گرده آنها برای مدت طولانی‌تری محفوظ خواهد ماند.

روش دوم:

در این روش اسپاتها را به بخشهای بزرگتری تقسیم می‌نمایند و این بخشها را به صورت معکوس و در فاصله کم از سطح زمین (حدود 5/0 متری) آویزان می‌نمایند. در زیر این غلافهای آویزان، کاغذهای خشک و تمیزی پهن می‌گردد و به تدریج نسبت به تکان دادن اسپاتهای معلق شده جهت ریزش گرده‌ها روی کاغذها اقدام می‌شود. گرده‌های ریزش کرده را باید مرتبا به هم زد تا به خوبی خشک شوند. محیط خشک کردن گرده‌ها باید نیم‌سایه، خشک و تمیز و تا حدودی گرم باشد. عمل خشک کردن بسته به شرایط محیطی و میزان رطوبت و دمای محیط خشک کردن، ممکن است از 2 تا 7 زوز به طول انجامد. هرچه مدت زمان خشک کردن گرده کوتاه‌تر گردد قوه نامیه آن محفوظ‌تر خواهد ماند. میزان رطوبت گرده در این حالت نباید بیش از 12٪ باشد. این گرده‌ها را پس از اطمینان از خشک شدن بایستی در محفظه‌های کاملا دربسته و در محیط یخچال (زیر 4+ درجه سانتی‌گراد) یا فریزر تا زمان گرده‌افشانی نگهداری نمود.    

روشهای متداول گرده‌افشانی

 جهت انتقال دانه گرده از گل نر به کلاله گل ماده  روشهای مختلفی به کار می‌رود که به مهمترین آنها پرداخته خواهد شد:

گرده‌افشانی دستی:

در این روش بلافاصله پس از ظهور گل‌آذینهای ماده یا حتی اندکی قبل از آن اقدام به عملیات گرده‌افشانی می‌شود. این روش نیز خود به چند نحو انجام می‌شود:

قراردادن خوشکهای گل‌آذین نر در گل‌آذین ماده:

این روش متداول‌ترین روش گرده‌افشانی در اغلب نخلستانهای کشور است. البته عمومیت آن دال بر بهینه بودن آن نیست و این روش دارای معایب فراوانی است که بعدا ذکر خواهد گردید. در این روش پس از رسیده شدن غلافهای نر و قطع آنها، بسته به اندازه گل‌آذین ماده معمولا تعداد 3-2 خوشک از گل‌آذین نر به صورت وارونه درون گل‌آذین ماده قرار داده می‌شوند. با توجه به اختلاف زمانی بین گلهای یک گل‌آذین برای آمادگی پذیرش گرده، خوشکهای نر باید به گونه‌ای محکم در درون خوشه‌های ماده جایگیر شوند تا تامین گرده را به مرور زمان برای گلهای خوشه تضمین نمایند. بستن خوشکها در بالای خوشه می‌تواند این منظور را بهتر تامین نامید. البته نخ مورد استفاده باید به گونه‌ای باشد که در اثر فشار خوشه به راحتی باز شود و سد راه رشد خوشه نگردد. توصیه شده است قبل از قرار دادن خوشکها درون گل‌آذین ماده، گرده آنها بالای سر گل‌آذین ماده تکانده شود تا شانس تلقیح افزایش یابد.     

معايب گرده‏افشاني سنتي:

نياز به كارگر ماهر و كمبود اين نوع كارگران، خطرات جاني ناشي از صعود و پر زحمت بودن اين روش، هزينه بالا، طولاني شدن طول دوره گرده‏افشاني در نخلستان، افزايش ميزان مصرف دانه گرده، عدم رسيدن هم‌زمان گل‏آذين نر و ماده، پائين بودن راندمان كار.

گرده‌افشانی با استفاده از پارچه ململ:

در اين روش دانه گرده خشک تهیه شده به روشی که قبلا توضیح داده شد به صورت خالص يا مخلوط با موادی مانند پودر تالك يا آرد سبوس گندم کاملا خرد شده درون پارچه‏هاي نازك (ململ و یا حتی جوراب توري زنانه ) قرار داده می‌شود و با استفاده از چوب صاف، سبک و دسته بلندی روي گل‏آذين ماده تكانده می‌شود. اين كار بايد حداقل دو مرتبه و به فاصله 3-2 روز از هم انجام شود تا درصد گلهاي تلقيح شده افزايش يابد. مزاياي اين روش عبارتند از:

عدم نياز به صعود از درختان بلند، سرعت و راندمان كار بالا، كاهش هزينه گرده‏افشاني، كاهش ميزان گرده مصرفي، عدم خطرات جاني جهت فرد گرده‏‎افشان و سهولت كار.

اين روش گرده‏افشاني حدواسط روش كاملاً سنتي و روش مكانيزه می‌باشد. در بعضي از مناطق خوزستان نخلكاران از اين روش استفاده می‌کنند.

گرده‏افشاني مكانيكي:

جهت گرده‏افشاني مكانيكي از دستگاه گرده‏افشان استفاده می‌کنند. دستگاه گرده‏افشان با ايجاد تغييرات جزئي بر روي سمپاش تلمبه‏اي پشتي استوانه ساده توليد شده است.

گرده‌افشانی با استفاده از دستگاه گرده افشان:

براي گرده‏افشاني نخل خرما با اين دستگاه از گرده خشك خالص يا مخلوط می‌توان استفاده نمود. بدین منظور مقدار گرده مورد نياز را درون مخزن گرده قرار می‌دهند و متناسب با ارتفاع درختان قطعات لوله گرده‏افشان را به هم متصل مي‏نمايند. با حركت در نخلستان و قرار دادن نوك لوله گرده‏افشان در ناحيه تاج درخت و محلي كه اسپات ماده قرار دارد و با فشردن دستگيره قطع و وصل جريان هوا اقدام به گرده‏افشاني می‌کنند. عمليات گرده‏افشاني نخلها حداقل دو مرتبه و بايد به فاصله 3-2 روز از هم تكرار گردد. از اين روش هم اكنون در برخي از نخلستانهاي تجاري شهرستان جيرفت و بم و كهنوج و برخي ديگر از نقاط كشور استفاده می‌شود. از نظر درصد تلقيح ميوه گرچه اين روش تفاوتي چنداني با روشهاي متداول سنتي ندارد اما داراي مزاياي عملیاتی به شرح زير است:

مزاياي گرده‏افشاني مكانيكي:


عدم نياز به صعود از درختان نخل خرما و سهولت عمليات گرده‏افشاني، كاهش هزينه گرده‏افشاني، عدم نياز به كارگر ماهر، كاهش ميزان گرده مصرفي (2/0 گرم به ازاء هر خوشه )، عدم خطر جاني جهت فرد گرده‏افشان.

معایب گرده‌افشان مکانیکی:

نیاز به حداقل یک نفر کمکی جهت امکان انجام عملیات، انسداد و گرفتگی لوله‌های انتقال گرده، سنگینی تلمبه هوای دستگاه گرده‌افشان، قیمت تمام شده بالا.

گرده‌افشانی الکتریکی:

جدید‌ترین روش گرده‌افشانی که براساس نتایج تحقیقاتی آن از عملکرد مشابهی با روش مکانیکی برخوردار است اما هزینه‌های اجرای آن بسیار کمتر و دارای سرعت عمل بسیار بالایی است. همچنین بسیاری از معایب گرده‌افشان مکانیکی را نیز ندارد. از جمله: سهولت انجام کار، امکان انجام کار توسط یک نفر و عدم نیاز به فرد کمکی، عدم انسداد لوله‌های انتقال گرده، سبکی و سادگی انجام کار با دستگاه، قیمت تمام شده بسیار پایین آن.

جدول 3: حداقل دانه گرده مصرفي به منظور به دست آوردن حداكثر محصول اقتصادي

نام منطقه

نوع رقم

بهترين تراكم ميزان گرده

منبع تحقيق

اهواز

استعمران

20% دانه گرده + 80% آرد سبوس گندم

اعطا، 1367

كازرون

كبكاب

20% دانه گرده + 80% آرد سبوس گندم

زرگري، 1380

جهرم

شاهاني

20% دانه گرده + 80% آرد سبوس گندم

زرگري،1380

جيرفت

مضافتي

10% دانه گرده + 90% آرد سبوس

اباذرپور،1377

 


[1]- Zygote

[2] - Plant growth regulators (PGR)

[3]- Partenocarpic Triplets Fruits

[4] - Xenia

[5] - Metaxenia

معرفی ارقام خرمای تجاری ایران (رقم برحی)

رقم برحی (Barhee)

خوشه خرمای رقم  برحی

    رقم برحی از جمله مطلوبترین ارقام تجاری بین المللی است که منشا اصلی آن مناطق آبادان-خرمشهر در ایران و بصره عراق است. این رقم جزو ارقام تر (نرم) می باشد که در هر سه مرحله خلال، رطب و تمر (خرما) قابل مصرف است. البته بیشترین مصرف آن به صورت خلال و رطب است. منطقه غالب کشت آن در استان خوزستان و بویژه در شهرستانهای آبادان، خرمشهر، اروند کنار و اهواز می باشد. به دلیل عدم توسعه تکنولوژی صادرات خلال و رطب آن تا کنون میوه این رقم اغلب مصرف داخلی دارد و از بازارپسندی مناسبی نیز برخوردار است. در صورت راه اندازی صنایع بسته بندی رقم در کشور، یقینا از عمده ارقام بازارپسند خارجی خواهد بود.

    نکته جالب توجه این که طعم و مزه میوه رقم برحی ایران و عراق بسیار بهتر و مطلوب تر از میوه این رقم در سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس است و در این کشورها طرفداران بسیاری دارد.

    درخت رقم برحی از جمله پررشدترین و گسترده ترین تاج را در بین سایر ارقام خرما داراست و تاج آن از زیبایی خاصی برخوردار است که در طراحی فضاهای سبز، پارکها و اماکن تفریحی میتوان از آن بهره برد. مناسبترین پاجوشهای این رقم را می توان در مناطق شلهه امام حسن و کوت شنوف از توابع شهرستان آبادان تهیه نمود.

    میوه این رقم در مرحله خلال زرد رنگ، در مرحله رطب قهوه ای روشن و در مرحله خرما قهوه ای است. شکل میوه آن بیضی، کلاهک آن زرد رنگ و تورفته است.  وزن میوه آن از ۹ تا ۱۱ گرم، طول آن از ۳ تا ۳.۵ سانتی متر و قطر آن ۲.۵ تا ۳ سانتی متر می باشد. میوه این رقم در استان خوزستان در شهریور ماه قابل برداشت است. متوسط عملکرد این رقم در مرحله تولید تجاری حدود ۱۵۰ کیلوگرم در درخت است.

    این رقم به کنه تارتن بسیار حساس می باشد و در صورت لزوم مبارزه، محلولپاشی میوه ها با استفاده از کنه کشهای مجاز در ۱۵ خرداد ماه (اوایل مرحله کیمری) ضروری است.

    نکته قابل ذکر این که سطح زیر کشت این رقم در سالهای اخیر به شدت در حال توسعه است.