خرما از جمله محصولات مهم و با ارزش کشور است که نقش به سزایی در تولید ناخالص ملی (500 میلیارد ریال در سال)، اشتغالزایی (بیش از 500 هزار نفر در مناطق خرماخیز)، صادرات (بیش از 100 هزار تن در سال)، ایجاد صنایع مختلف بستهبندی، جانبی (سرکه، الکل، قندمایع، شهدخرما، بیسکویت سازی، شیره خرما و......) دارد. صادرات خرما در بین محصولات خشکبار بعد از پسته مقام دوم را داراست.
کشور ایران با دارا بودن بیش از 100 هزار تن صادرات در سال اولین و بزرگترین صادرکننده خرما در جهان است. البته علی رغم کسب مقام اول صادرات، ارزش و درآمد ارزی صادرات خرمای ایران جایگاه بسیار پایینی در بین کشورها دارد (رتبه دهم). به طور مثال کل خرمای صادراتی کشور تونس فقط 43 درصد (کمتر از نصف) میزان صادرات خرمای کشور ما را تشکیل داده است. اما درآمد حاصل از صادرات خرمای تونس حدود 3 برابر درآمد خرمای کشور ماست. به طور تقریبی قیمت هر تن خرمای صادراتی تونس حدود 2800 دلار (بیش از 6 برابر ارزش خرمای صادراتی ایران) بوده است. دلایل و مسایل و مشکلات متعددی نه تنها باعث کاهش ارزش صادراتی محصول خرما بلکه متاسفانه در سالهای گذشته باعث کاهش حجم صادرات نیز گردیده است که به ذکر مهمترین آنها پرداخته می شود.
الف) ضعف و ناپایداری قوانین و مقررات و موقتی بودن بخشنامهها
احداث و راهاندازی شرکتهای صنعتی در زمینههای بستهبندی و فرآوری خرما و فرآوردههای جانبی آن مستلزم سرمایه گذاری هنگفت با برنامهریزی دراز مدت و دورنمای بلندمدت است. اما متاسفانه ضعف و بی ثباتی قوانین و آئین نامهها موجب سردرگمی و دلسردی سرمایه گذاران و هجوم انبوه مشکلات به شرکتهای فعال در این زمینه گشته است. تغییر در قوانین، مستلزم تغییرات پی در پی در ساختار و تشکیلات شرکتهای مذکور گشته، انرژی، هزینه و دقت بسیار زیادی را از تولیدکنندگان مستهلک خواهد نمود. در نتیجه سود نهایی حاصل از عملیات استحصال، فرآوری و صادرات خرما بسیار اندک و ناچیز و مقرون به صرفه اقتصادی نخواهد بود.
ب) متغیر بودن روابط سیاسی – اقتصادی در سطح بینالمللی
عدم ثبات در روابط سیاسی – اقتصادی با سایر کشورها، موجب اختلال در روند صادرات خرما و ضربههای هنگفت اقتصادی به پیکر صادرکنندگان خواهد گردید. چرا که عقد قراردادهای بین المللی مبادله، صادرات و واردات اجناس در مدتها قبل از انجام صادرات اجناس انجام میشود و طبعا برنامهریزیها و سرمایهگذاریهای کلانی توسط صادرکنندگان لازم است انجام شود. لذا تغییر ناگهانی در روابط اقتصادی یا سیاسی موجب فسخ یک طرفه قراردادها از کشورهای مورد معامله و در نتیجه موجب تحمیل هزینه و به دنبال آن باعث وارد آوردن ضربههای جبران ناپذیر بر پیکر و شالوده شرکتهای صادر کننده خواهد گردید. در نتیجه رغبت و ریسک پذیری شرکتهای وابسته به صادرات خرما به شدت کاهش خواهد یافت.
ج) ضعف آموزش و ترویج
علی رغم بالا بودن کمیت و میزان تولید محصول خرما و همچنین حجم صادرات آن، کیفیت محصول تولیدی و صادر شده بسیار پایین است. به طور کلی ضامن عملی بهبود کیفیت هر محصولی، تولید کننده آن یا به عبارتی همان کشاورز یا نخلکار است. متاسفانه ضعف دانش فنی و بی سواد یا کم سواد بودن اغلب تولیدکنندگان، عدم آشنایی آنها با قوانین و مقررات تولید، عدم آشنایی با علم روز در زمینه تولید محصول سالم و بهداشتی، عدم آشنایی با استانداردهای محصولات بازارپسند کشورهای مقصد، قانون گریزی و روند کند فرهنگ پذیری آنها و عدم رعایت مسائل فنی کاشت، داشت و برداشت خرما منجر به تولید محصولی با کیفیت پایین گشته است. این در حالی است که کشور ما با دارا بودن بیش از 400 رقم خرما از نظر تنوع ارقام در صدر تولیدکنندگان خرما قرار دارد. زمینههای متعددی در پایین ماندن سطح آگاهی نخلکاران نقش دارند:
1- ضعف رسانههای دسته جمعی
با اندکی تامل و صرف وقت کوتاهی جهت بررسی کیفیت برنامههای صدا و سیما، مجلات و روزنامهها و..... به راحتی میتوان دریافت که سمت و سوی تبلیغات در این رسانهها متاسفانه متوجه محصولات کاذب و دروغین است و کمترین توجهی به محصولات اصلی و اساسی نمیشود به طوری که در نظر عام و خاص رسانه سیما که یکی از کلیدیترین و اصلیترین رسانههای فرهنگ سازی در هر کشور و ملتی است اغلب کانون تبلیغات کالاهای خاص و کاذب درنظر گرفته می شود. کالاهایی مانند انواع چیپس، پفک، ماکارونی و فرآوردههای دیگر به وفور تبلیغ می شوند اما محصولات مهم و استرتژیک کشور تقریبا به باد فراموشی سپرده شده است.
عدم تبلیغ و معرفی خرما و محصولات متعدد و با ارزش آن، باعث گردیده علیرغم این که ایران از جمله بزرگترین کشورهای تولید و صادر کننده خرما است اما مصرف سرانه آن پایین باشد.
این در حالی است که قشر عامه مردم، کلام صدا و سیما را حتی از زبان افراد عادی بیش از کلام متخصصین مربوطه پذیرا میباشند. لذا پیشنهاد اکید و موکد در این زمینه راهاندازی شبکهای کاملا علمی با تهیه مطالبی در ارتباط با فرهنگ و سلامت و بهداشت تولید، اصول علمی و فنی تولید، آشنایی با فرهنگ مصرف سایر کشورها، اصول بازاریابی و بازاررسانی، اقتصاد محصولات کشاورزی و جایگاه محصولات کشاورزی است.
2- ضعف آموزش در کشور
علیرغم وجود اطلاعات کافی و فراوان در زمینههای مختلف تولید، کاشت، داشت و برداشت بویژه در موسسات و مراکز تحقیقاتی مرتبط، متاسفانه به دلیل ضعف ارتباط میان تحقیقات و دانشگاه و مراکز آموزشی و دور افتادن اغلب اساتید محترم دانشگاهی از علوم کاربردی، اغلب دانشجویان و فراگیران این مراکز آموزشی، با حداقل اندوختههای علمی مفید و کاربردی فارغ التحصیل شده پس از جذب در بازار کار نیاز به بازآموزی و یادگیریهای فراوان هستند. لذا نه تنها در زمینه بهبود مسایل تولید کمک چندانی به تولیدکننده نخواهند نمود بلکه حس بی اعتمادی و دوگانگی مفرطی را بر خواهند انگیخت.
در بخش آموزش کشاورزی نیز اغلب دورهها و کارگاههای آموزشی به نوعی دچار روزمرگی شده اغلب به کمیت اجرا پرداخته میگردد و کمتر توجهی به محتوا میشود. در نتیجه فراگیران علاقه چندانی به شرکت در دورههای مزبور از خود نشان نمیدهند. عدم استفاده از اساتید مجرب و کاردان جهت اجرای دورههای مزبور از جمله چالشهای فرا روی این دورهها است.
3- عدم آشنایی با علوم و فنون جدید
اغلب محققان و اساتید دانشگاه ارتباط چندانی با دنیای خارج از کشور نداشته امکان حضور در مجامع و محافل علمی را نمییابند. در نتیجه از علم روز و نگرشهای جدید و رویکردهای روز دنیا غافل مانده معلومات و دانش خود را محدود به مسایل داخل کشور میبینند. این در حالی است که با توجه به پیشرفت روزافزون علم وآشکار شدن مسائل جدید تغذیهای، بهداشت و سلامت جسم و روان، اجتماعی و... تقاضا و بازارپسندی محصولات مختلف دستخوش تغییرات شدیدی گشته و تولیدکنندگان و صادرکنندگان الزاما باید استانداردهای محصولات مورد پذیرش بازارهای مرجع را تامین نمایند. کم سواد بودن اغلب صادرکنندگان نیز امکان دریافت علوم و فنون جدید و روز دنیا را از این قشر سلب نموده است.
4- ضعف ترویج
اغلب ادارهجات ترویج متاسفانه از جمله ضعیفترین و مظلومترین ادارهها در سطح استانها میباشند. لذا به دلایل متعدد کمبود اعتبار، نیروی متخصص و امکانات، فعالیتهای ترویجی در سطح بسیار ابتدایی، غیر اصولی و فرمایشی صورت میگیرد. این در حالی است که باید افراد زبده، علمی و آشنا با فن بیان و با روابط اجتماعی مطلوب به امر خطیر ترویج بپردازند.
ضعف در این بخش بزرگترین ضربه را به کل تشکیلات وارد خواهد نمود چرا که مروجان در صف مقدم ارتباط با نخلکار میباشند. لذا هر گونه ضعف علمی و فنی و بیانی منجر به سلب اعتماد یا به بی راهه کشاندن تولیدکنندگان خواهد بود.
د) تعدد مراجع تصمیم گیری در زمینه تولید خرما
عدم وجود متولی مشخص و پاسخگو در امر تولید و پرورش خرما و تعدد مراجع تصمیم گیری موجب چندگانگی در قوانین و آئین نامهها، بی ثباتی قوانین، سردرگمی تولید و صادرکنندگان، طولانی شدن سیکل صادرات و در نتیجه از دست دادن فرصتهای تجاری بین المللی میگردد. دست اندرکاران تولید و پرورش خرما در سطوح مختلف باغدار، کارخانهدار، صادرکننده، محقق، خریدار و... باید به یک متولی اصلی و تصمیم گیرنده نهایی جهت دستیابی و آشنایی با سیاستهای خرد و کلان امر خرما دسترسی داشته باشند. طبعا در درون تشکیلات این متولی اصلی، هماهنگیهای درون بخشی به راحتی صورت گرفته تصمیمات یکپارچه و متحد خواهد بود و سرعت گردش کلیه کارها نیز فزونی خواهد یافت. مثال بسیار جالب در این مورد مقایسه میزان صادرات خرمای کشور ایران و عراق است. تا سال 1311 صادرات خرمای ایران بیش از عراق بوده است (حدود 32 هزار تن در سال). اما بعد از این دوره کشور عراق با ایجاد سازمانی مستقل به نام سازمان خرمای عراق و کنترل و نظارت دولت بر روی برنامههای صادرات و اجرای برنامه صحیح بازاریابی توانست میزان صادرات خود را افزایش داده و به حدود 225 هزار تن برساند (قبل از مشکلات جنگ و تحریم کشور عراق).
و) عدم ثبات قیمت نهادهها و کاهش حمایتها
یکی از بزرگترین چالشهای فراروی صادرکنندگان خرما، ثبات نسبی قیمت جهانی محصول خرمای صادراتی و بی ثباتی و افسار گسیختگی قیمت نهادهها در داخل کشور است. تورم روزافزون و بی ثباتی قیمتها، هزینههای روزمره فراوانی را به صادرکنندگان خرما تحمیل نموده زیانهای فراوان مالی را به دنبال خواهد داشت. به گونهای که نرخ تورم در دو سال اخیر موجب وحشت و نگرانی صادرکنندگان گشته اغلب آنها خطر به تعطیلی کشاندن شرکتهای صادرکننده را بارها هشدار دادهاند. از طرفی به دلیل تعدد و بی ثباتی قوانین، هزینههای بازسازی و نوسازی این گونه شرکتها بسیار سنگین و زیاد گشته صرفه اقتصادی مجموعه آنها را به چالش کشانده است. این در حالی است که نرخ یارانههای دولت به صادرکنندگان در سالهای اخیر از 3 درصد به یک درصد کاهش یافته است. کلیه این مشکلات دست به دست هم داده تولیدکننده و صادرکننده را از رویکرد به سمت نوسازی صنایع کارخانه خود جهت تولید و فناوری محصولات جدید و با استانداردهای بین المللی بستهبندی، بهداشت و سلامت محصول باز داشته اند.
در نتیجه به دلیل افزایش شدید هزینهها و ثبات نسبی قیمتها در خارج کشور، سودآوری این صنعت به شدت کاهش یافته است. از طرفی اهمیت یافتن محصولات جانبی خرما در سطح دنیا و ارزش افزوده قابل توجه آنها و افزایش قیمت نهادهها در داخل کشور، خریداران خارجی را به سمت خرید محصول فله و خام از کشور ما سوق میدهد و رغبت چندانی به خرید محصولات فرآوری شده یا بستهبندی شده نشان نمیدهند.
ز) سیستم نامطلوب نگهداری و حمل و نقل
اغلب شرکتهای بزرگ تولید و فرآوری و بستهبندی خرما (از جمله در استان خوزستان) مجبور به حمل و نقل محصول خود به پایانههای صادرات محصول در نقاط بسیار دور دست هستند و در نتیجه علاوه بر عدم امکان کنترل و نظارت بر نحوه بارگیری و انتقال محصول خود، متحمل هزینههای سنگین این جابه جایی نیز میگردند. همچنین عدم وجود سردخانههای مناسب با ظرفیت کافی جهت نگهداری اولیه محصول، سبب زیانهای کیفی فراوانی به میوه خرما و در نتیجه افت ارزش صادراتی آن میگردد.
ح) ضعف استانداردها و عدم وجود ضمانت اجرایی آنها
متاسفانه اغلب استانداردهای موجود فقط در سطح داخل کشور معتبر بوده در بازارهای جهانی از اعتبار چندانی برخوردار نیستند. چرا که به دلیل عدم ضمانت اجرایی مطلوب و نظارت ضعیف بر نحوه اجرای این استانداردها، اغلب رعایت نشده بی اعتمادی شدیدی را در خریداران خارجی برانگیخته است. لذا با توجه به رویکردهای جدید جهانی و استانداردهای بالای تغذیهای و بهداشتی کشورهای پیشرفته، خرید خرمای ایران با سختگیریها و بهانه تراشیهای متعددی مواجه میگردد و قیمت پیشنهادی نیز بسیار کمتر از متوسط جهانی است.
ضعفهای نظارتی در ارتباط با صادرات و نبود استاندارد جامع برای کلیه ارقام و محصولات جانبی خرما منجر به رقابتی تخریبی بین صادرکنندگان گشته و در نتیجه صادرکنندگان در رقابت برای کسب درآمد بیشتر اقدام به صادرات محصول با کیفیت بسیار نازل و قیمت بسیار پایین می نمایند. این عمل باعث تخریب وجهه بازار صادرات خرمای ایران گشته عرصه را برای حضور سایر کشورها فراهم مینماید.
ط) تولیدکنندگان جدید
خرما اغلب در کشورهای دنیای قدیم تولید میشده است. لذا اغلب نخلستانها به طور سنتی و غیر مکانیزه احداث و راهاندازی شده و به دلیل ضعف دانش فنی نخلکاران درآمد حاصل از آنها ناچیز میباشد.
ظهور کشورهای جدید رقابت کننده در ارتباط با تولید و صادرات خرما مانند الجزایر، مراکش، تونس و نامیبیا که در سالهای اخیر اقدام به کشت و پرورش خرما به صورت کاملا علمی و تجاری نمودهاند، گوی سبقت را از کشورهای قدیم ربوده و بازارهای مهم تجاری دنیا را قبضه نمودهاند. عرضه محصولات خرما در بستهبندیهای بسیار مدرن و شیک و جالب، تولید ارقام خرمای تجاری به صورت کاملا علمی و با کیفیت تجاری و معرفی ارقام تولیدی با انجام فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی علمی و فنی و شرکت در نمایشگاههای تجاری بین المللی از جمله رموز موفقیت این تولید و صادرکنندگان جدید بوده است.
چه باید کرد؟
پیشنهادها و راهکارها
با توجه به کلیه مسائل عنوان شده و در جهت کاهش زنجیرههای از هم گسیخته متولیان امور تولید و صادرات خرما دو پیشنهاد کلان ارائه میگردد:
1) پژوهشکده خرما
2) سازمان خرما
1- پژوهشکده خرما
مقدمه:
تولید علم و آموزش و ترویج آن باید در مجموعهای منسجم و یکپارچه با مدیریتی واحد و دارای ساختاری مشابه صورت گیرد. اهمیت محصول خرما و جایگاه آن در سطح بین المللی ایجاد مرکزی تحت عنوان پژوهشکده خرما با تشکیلاتی که در ذیل پیشنهاد گردیده سبب انسجام بخشیدن به کلیه امور و مسایل علمی و فنی این محصول ارزشمند میگردد. در این پژوهشکده کلیه مراحل پژوهشی و تحقیق، آموزش و تربیت دانشجو و افراد متخصص و ترویج اصولی و فنی علوم تولید و پرورش، نگهداری، حمل و نقل، بازاریابی، اقتصادی، اجتماعی، فرآوردهها، استانداردها و... تواما انجام خواهد شد.
تشکیلات پیشنهادی برای راه اندازی پژوهشکده خرما شامل موارد ذیل است:
1- گروههای ملی
۱-۱ گروه پژوهشی، آموزشی و ترویج علوم باغداری خرما: در این گروه متخصصان به پژوهش و آموزش و ترویج علوم و فنون به نژادی و بهزراعی خرما شامل اصول احداث نخلستان، طبقه بندی و تکثیر ارقام خرما، میانه کاری، گرده افشانی، تنک ، آرایش خوشه، هرس، پوشش دهی و... خواهند پرداخت.
۲-۱ گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم آبیاری و تغذیه خرما: در این گروه به پژوهش و آموزش و ترویج علوم و فنون مسایل آبیاری و تغذیه شامل روشهای مختلف آبیاری، تعیین نیاز آبی ارقام، روشهای مختلف تغذیه، تولید ارگانیک، تعیین نیاز غذایی و... پرداخته میشود.
۳-۱ گروه پژوهشی، آموزش و ترویج علوم گیاهپزشکی: در این گروه به پژوهش، آموزش و ترویج علوم و فنون مبارزه با آفات، بیماریها و علفهای هرز از جمله روشهای شیمیایی، مکانیکی، بیولوژیکی و تلفیقی پرداخته میشود.
۴-۱ گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم فنی و مهندسی: در این گروه به پژوهش، آموزش و ترویج علوم و فنون مکانیزه نمودن مراحل کاشت، داشت، برداشت و پس از برداشت پرداخته میشود.
۵-۱ گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم صنایع تبدیلی: در این گروه به پژوهش، آموزش و ترویج انواع صنایع تبدیلی، جنبی و دستی خرما، روشهای فرآوری و بستهبندیهای نوین... پرداخته میشود.
۶-۱ گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم بیوتکنولوژی خرما: در این گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم و فنون زیست فناوری و نانوفناوری خرما از جمله کشت بافت، تولید فرآوردههای بیولوژیک، کاربرد نانوتکنولوژی، تهیه نقشه ژنتیکی، انتقال ژن، اصلاح ارقام به روش درون آزمایشگاهی و... پرداخته میشود.
۷-۱ گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم اقتصادی و بازاریابی خرما: در این گروه پژوهش، آموزش و ترویج علوم اقتصادی و بازاریابی از جمله تعیین استانداردهای بین المللی ارقام داخلی، بررسی و تعیین نیازهای بازارهای داخلی و خارجی، بررسی مسایل موثر بر قیمت محصول و... پرداخته خواهد شد.
تبصره 1: پژوهشکده خرما زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و با ادغام موسسه تحقیقات خرما در منطقه مستعد کشت و پرورش خرما و با زمینهای مرغوب، زهکشدار و دارای منبع کافی آب قابل استفاده احداث و راهاندازی خواهد شد.
تبصره 2: اعضای هیات علمی این پژوهشکده از میان محققان، اساتید دانشگاه و مروجان با سابقه و زبده (با حداقل 10 سال سابقه فعالیت در زمینه خرما) انتخاب میگردند. گذراندن دورههای آموزشی کوتاه و بلندمدت داخلی و خارجی توسط اعضای هیات علمی پژوهشکده ضروری است. هر عضو هیات علمی وظیفه پژوهش، آموزش و ترویج مسائل مورد مطالعه را دارد.
تبصره 3: جذب دانشجویان فراگیر با تعداد مشخص و کاملا هدفمند باید صورت گیرد. جذب دانشجویان علاوه بر گذراندن آزمون سراسری، مصاحبه عمومی و اختصاصی را نیز طی نمایند. جذب دانشجویان بومی، نخلکار یا آشنا با صنایع جانبی خرما در اولویت است.
تبصره 4: در این پژوهشکده راهاندازی نخلستانهای مادری و تحقیقاتی کاملا مکانیزه و مدرن از ارقام مختلف تجاری در سطح مورد نیاز کاملا ضروری است.
2- سازمان خرما
مقدمه
علی رغم اهمیت فراوان محصول خرما از نظر تولید و مصرف داخلی و صادرات، متاسفانه مرجع تصمیم گیری واحد و مشخصی برای خرما وجود ندارد. این در حالی است که برای محصول مضر و خطرناکی مانند تنباکو، سازمان دخانیات با تشکیلات عریض و طویل و منسجم سالیان متمادی است که فعالانه در حال ادامه فعالیت است. گردآوردن کلیه نهادها و مراجع تصمیم گیرنده در امور اجرایی خرما در یک سازمان واحد و یکپارچه باعث تسهیل در امر تصمیم گیری، کاهش حجم مراجعات غیر ضروری و سرعت بخشیدن به امور میگردد.
در مرجع پیشنهادی (سازمان خرما) کلیه امور اجرایی مربوط به تعیین و تبیین وضع موجود، تعیین نیازهای بازارهای داخلی و خارجی و سیاستگزاری و تصمیم گیری ملی و بین المللی تواما و متحد اخذ خواهد شد.
تشکیلات پیشنهادی برای سازمان خرما شامل موارد زیر است:
2-1- بخش مطالعات داخلی و خارجی: در این بخش به طور پیوسته وضع موجود کلیه ساختارها، گرایشها، سطح زیر کشت، میزان تولید به تفکیک منطقه و ارقام، قیمتها، ذائقهها و... داخل و خارج کشور مطالعه و تعیین میگردد.
2-2- بخش تعیین اولویتها: در این بخش نیازها و تقاضاهای مختلف خرما و محصولات آن برای اهداف کوتاه و بلندمدت نوع ارقام و فرآوردههای مورد نیاز و بازارهای هدف و... تعیین و معرفی میگردد.
2-3- بخش سیاستگزاری: در این بخش بر حسب سیاستهای کلان کشور و نیازها، تقاضاها و اولویتهای معرفی شده از بخش تعیین اولویتها، برنامههای بلندمدت سطح زیر کشت، میزان تولید، راهاندازی شرکتهای فرآوری و بستهبندی در مناطق خاص مورد نظر، مبادی ورود و خروج محصولات خرما، میزان صادرات تعیین و ابلاغ میگردد. تعیین نوع و میزان حمایتهای مالی و اعتباری نیز به عهده این بخش است.
2-4- بخش پشتیبانی: این بخش با ایجاد رابطه تنگاتنگ با پژوهشکده خرما کلیه مسایل علمی و فنی مطرح و در نظر گرفته شده و کلیه نهادههای مورد نیاز جهت کلیه امور تولید، کاشت، داشت، برداشت، فرآوری، بستهبندی، بازاریابی، صادرات و... طبق برنامه و سرموعد مقرر تهیه و در اختیار تولیدکنندگان و صادرکنندگان قرار دهد. انتشار کتب، نشریات، دستورالعملها، بروشورها... نیز به عهده این بخش است.